کتاب صدای سکوت مجموعهای از اشعار عاشقانهی کلثوم سادات موسوی است که به شکلی روحنواز عواطف شما را با خود همراه خواهد کرد.
در بخشی از کتاب صدای سکوت میخوانیم:
فکر کردی تو که بری شبم خیال راحتی داره؟
یا اینکه ماه سر میزاره رو بالشت طلاتی و خیلی
راحت میخوابه؟
میدونی وقتی تو رفتی...
دنیا دیگه دنیا نبود...
پای رفتن زنانهام که رو پا نبود... .
بعد تو من که شکستم هیچ...
زمین هم دیگه جای عاشقا نبود
احساس نیاز من به تو
از بند بند وجود من جدا نبود...
اینا همش بعد تو بود اما فقط یه خوردهاشه...
اگه بگم برات پریزادت مُرده زیاد
درمانده از هجومِ فاصله هاست
دلت به رحم میاد؟
برگردی بیای؟
میشی سردارِ عاشقم؟ عشق منُ جار میزنی؟
بیای پیشم بمونی و خونه اتُ از اونجا بار میزنی؟
بله

















