نبی الله دهقان و علی شیرازی نژاد در کتاب رهبری با تفکر استراتژیک به کاوش در آثار دانشگاهی، عقاید مردمی، دادههای دنیای واقعی و مطالعات موردی پیرامون اصول تفکر و رهبری استراتژیک پرداختهاند.
نیاز مبرم به رهبری استراتژیک در همه سطوح وجود دارد. شما به رهبرانی نیاز دارید که فرصتهای نشأت گرفته از مسائل پیچیده و بسیار مستقل را دریابند؛ رهبران خط مقدمی که بتوانند تغییر ایجاد کنند و بر دیگران تأثیر بگذارند تا آنها شیوههای جدید همکاری و کار با یکدیگر را برای انجام یک مأموریت مشترک بپذیرند. شما به افرادی نیاز دارید که برای ابداع کار خود انگیزه داشته باشند و برای انجام تبادلاتی میان اولویتهای رقابت آماده باشند، بدون آنکه دائماً از بالا دستور بگیرند.
تفکر استراتژیک از سه فعالیت کلیدی تشکیل شده است: ارزیابی موقعیتها، شناسایی الگوها و تصمیمگیری. مفاهیم و ابزارهای مربوطه از حوزههای روانشناسی شناختی، تفکر سیستمی و نظریه بازیها میتواند توانایی هر رهبری را برای تفکر استراتژیک بهبود بخشد.
در بخشی از کتاب رهبری با تفکر استراتژیک میخوانیم:
رهبر هدایتکننده از برخی از جهات نوع «کلاسیک» رهبر است که بسیاری از افراد زمانی که به استراتژی در متن کسبوکار میاندیشند، چنین رهبری را انتظار دارند. در حقیقت بسیاری از مفاهیم، فعالیتها و ابزار مرتبط با این نوع رهبر که مورد بحث قرار خواهیم داد، امروزه به نحوی فعالانه به کار گرفته میشوند و در بهترین دانشگاههای کسبوکار دنیا آموزش داده میشوند. در نظر گرفتن بسیاری از آنان بهعنوان تفکر غالب و جریان اصلی، در ارتباط با نحوه عملکرد کارآمد سازمانها در جهت تعریف و اجرای استراتژی، مناسب است.
دلیل این امر این است که این نوع رهبران موفق میشوند. اینگونه رهبران منعکسکننده دههها و گاهی قرنها بهسازی هستند و تغییر ابزار پایه کسبوکار و حتی تغییرات در شیوه تحقیق و تغییرات فرهنگی که موجب به وجود آمدن شیوههای جدید رهبری شدهاند و مشخصات سایر رهبران استراتژیک را که بر آنها تأکید کردیم را ارتقا دادهاند، بسیاری از این رهبران در مقایسه با رهبران هدایتکننده تعریف میشوند.
بله

















