رضا رستمی در کتاب ابراهیم کردستان: زندگینامه و خاطرات سردار شهید ابراهیم مرادی ضمن شرح شجاعت و دلاوریهای اسطورهای تکرار نشدنی، میکوشد تا از مقاومت کسانی بگوید که در سالهای حماسه در کردستان فداکاریهای بسیاری کردهاند.
با شهید ابراهیم مرادی بیشتر آشنا شویم:
یکی از فرماندهان لایق و شجاع میدانهای جنگ شهید ابراهیم مرادی بود. او هرگز ماشه سلاح را جز برای حق نمیچکاند. شهید مرادی از جمله رادمردانی بود که دشمن بارها خود و خانوادهاش را تهدید کرد، اما او بدون توجه به تمامی ناملایمتیها، مردانه به پیش میتاخت و خس و خاشاک مسیر را پاک میکرد.
کتاب ابراهیم کردستان: زندگینامه و خاطرات سردار شهید ابراهیم مرادی مناسب چه کسانی است:
خواندن این کتاب به همه افرادی که به مطالعه زندگینامه و خاطرات شهدا علاقهمندند، توصیه میشود.
در بخشی از کتاب ابراهیم کردستان: زندگینامه و خاطرات سردار شهید ابراهیم مرادی میخوانیم:
شب عملیات که میشد به نیروها میگفت: آماده باشید. امشب عروسی من است آن چنان شاد و خوشحال میشد که نشاط عجیبی در گردان به وجود میآورد. هیچکس در نگاه اول تشخیص نمیداد که چه کسی فرمانده است و چه کسی سرباز. بسیار خونسرد و آرام بود همیشه به خدا توکل میکرد و به نیروها روحیه و انگیزه میداد. محال بود که از گوشه و کنار اسمی از گروهک ضد انقلاب بیاید و ابراهیم در اسرع وقت اعزام نشود. نصف شب بیدار میشد و نیروها را صدا میزد و مشغول خواندن نماز شب میشد در کوههای کُردستان بارها شاهد بودم که افرادی را که هوادار گروهکها بودند جذب کرده بود و به نیروهای اسلام ملحق میکرد.
ابراهیم در شدیدترین درگیریها و در سختترین عرصههای نبرد با دشمن هیچگاه نماز را فراموش نکرد زمانی که عازم شناسایی قوچ سلطان شدیم در حین برگشت در موقعیت بسیار خطرناکی قرار گرفته بودیم در همان شرایط شهید مرادی گفت: وقت نماز است نماز را اقامه میکنیم و بعد ادامه مسیر را طی خواهیم کرد موقعیت مناسب نبود هر لحظه امکان لو رفتن ما وجود داشت اما او با گذاشتن چند نگهبان در اطراف چشمهای که در دامنه کوه بود دستور داد همه وضو گرفتیم نماز را خواندیم بعد از آن گفت: حالا که تکلیف را انجام دادهایم حرکت میکنیم...
بله























