کتاب عشق زیباترین گناهم بود شامل مجموعهای از اشعار زیبای عاشقانه به قلم حسین رضا کاوه است.
در بخشی از کتاب عشق زیباترین گناهم بود میخوانیم:
هوای خانهام این روزها زمستانی است
چقدر بین من و تو سکوت طولانی است
قبول میکنم حرفی برای گفتن نیست
قبول میکنم این عشق روبه ویرانی است
مجالِ بوسه و گرمای "دوستت دارم"
تمام میشود این لحظههای پایانی است
اسیر دستِ غروب است، زرد و بغض آلود
دلم!! گرفتهتر از ابرهای بارانی است
بهار جامهی مستورِ دشت و باغستان
به روی دست خزان جامههای عریانی است
پرندهای که پریده است بر نخواهد گشت
پرنده میرود و سهمِ تو پشیمانی است
بله


















تسلیمِ تو، در چنگ تو بودم؛ تو نبودی
احساس من و حالِ نگاه تو یکی بود
وقتی که هم آهنگِ تو بودم؛ تو نبودی:)