کتاب جنبشهای اسلامی - سیاسی معاصر (با تکیه بر نهضت انقلاب اسلامی) نوشته احمدرضا بردبار و پویش پراشی، به بررسی تاریخ جنبشهای اسلامی و بنیادگرایی اسلامی در جهان و همچنین تاریخ انقلاب اسلامی ایران میپردازد.
جنبشهای اسلامی - سیاسی معاصر ممکن است بیشتر از هر مسئله دیگری در دنیای اسلام و در حال حاضر به بررسی و شناخت آکادمیک احتیاج داشته باشد. این موضوع که جنبشهای اسلامی در سالهای قبل تبدیل به کانون اخبار و ملاحظات جهانی شده، بیانگر میزان اهمیت و ابهامهای ظاهری آن است. جنبشهای اسلامی در سراسر دنیا روی میدهند و مردم بسیاری را درگیر خود میکنند، این درگیری گاهی از روی ترس و هراس بوده و گاهی به دلیل جذب شدن به آرمانهای آن.
بر اساس این مهم، کتاب پیش رو، تلاش داشته است تا با روشی علمی و دقیق به شناختی نو از جنبشهای اسلامی - سیاسی معاصر دست یابد. از این رو، در این کتاب جنبشهای اسلامی - سیاسی معاصر الگوسازی شده و آنها را در قالب سه الگوی جنبشهای اسلامی - سیاسی افراطی (مدل گروههای طالبان، القاعده و داعش)، جنبشهای اسلامی - سیاسی لیبرال (مدل کشور جمهوری ترکیه) و نیز جنبشهای اسلامی - سیاسی نهضتمحور (مدل نهضت اسلامی ایران) مورد بررسی و تحلیل قرار داده است.
فصل دوم کتاب، به بیان پیشینه شکلگیری جنبشهای اسلامی - سیاسی پرداخته است. در این فصل شرایط و اوضاع جامعه عرب پیش از ظهور آیین اسلام، در زمان ظهور آیین اسلام و پس از قوام آیین اسلام، بررسی گردیده و زمینههای بروز جنبشهای اسلامی - سیاسی در دوران کنونی مورد موشکافی قرار گرفته است.
فصل سوم به بیان جنبشهای اسلامی - سیاسی افراطی پرداخته و این جنبشها را در قالب سه مدل گروههای طالبان، القاعده و داعش بررسی کرده است. در فصل چهارم، تحلیل جنبشهای اسلامی - سیاسی لیبرال با بررسی مدل کشور جمهوری ترکیه پی گرفته شده و نقاط ضعف و قوت آن به نمایش گذاشته شده است.
فصل پنجم به بررسی جنبشهای اسلامی - سیاسی نهضتمحور پرداخته و در آن، نهضت اسلامی ایران، بهعنوان الگو مورد تحلیل قرار گرفته است. همچنین باید گفت، در پایان فصلهای سوم و چهارم، مقایسهای تطبیقی میان الگوهای یاد شده با الگوی نهضت اسلامی ایران انجام شده است تا روند تحلیل و بررسی به نیکی پی گرفته شود.
خواندن کتاب جنبشهای اسلامی - سیاسی معاصر به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
این اثر میتواند به عنوان کتابی مرجع برای دانشجویان کارشناسی یا کارشناسی ارشد رشته علوم سیاسی و دیگر رشتههای مرتبط مورد استفاده قرار بگیرد. همچنین افرادی که به تاریخ سیاسی و جنبشهای اسلامی علاقهمند هستند از این کتاب بهره فراوان خواهند برد.
در بخشی از کتاب جنبشهای اسلامی - سیاسی معاصر میخوانیم:
شاید بتوان گفت که بزرگترین جریان مخالف آیین اسلام در میان قبیله قریش و سران آن برخاست. پیامبر اسلام خود از قبیله قریش، از تیره بنیهاشم و نیای او عبدالمطلب، از بزرگان شهر مکه و کلیددار خانه کعبه بود. اعراب بدوی سوداگر و ساکن شهرکهای کشاورزی، بیشتر از اقلیت زیادهجو و اشراف قبیله قریش و شهر مکه بودند. علت اساسی نگرانی بزرگان قریش از نشر آیین اسلام، به خطر افتادن موقعیت سیاسی و منافع اقتصادی آنها بود. دگرگونی این نظامهای قبیلهای که بیشتر روابط و مناسبتهای آن به سود قبیله نیرومندتر و رئیس و شیخ آن بود، هرگز مطلوب سران قبیله قریش نبود، بهویژه برای تیرههایی چون بنیامیه که داعیه برتری نسبت به بنیهاشم را داشتند، در هم شکستن امتیازات اقتصادی بازرگانهای سوداگر که به تعبیر برتولد اشپولر «گونهای جمهوری اشرافی سوداگرانه» بهوجود آورده بودند، قابل پذیرش نبود.
همیلتون گیب نیز درباره سبب مخالفت مکیان با آیین پیامبر اسلام بیان میدارد: چنین مینماید که مخالفت مکیان کمتر به دلیل محافظهکاری و یا حتی بیاعتقادی مذهبی آنها بوده است... بلکه بیشتر علتهای سیاسی و اقتصادی را باید در نظر گرفت. آنها از اثراتی که ممکن بود دعوت پیامبر اسلام در پیشرفت اقتصادی قوم داشته باشد بیمناک بودند، بهویژه یکتاپرستی بیشائبه پیامبر اسلام که ممکن بود به وضع اقتصادی اماکن مقدس آنها زیان برساند. از این گذشته، به این نکته توجه داشتند که پذیرش آموزههای اسلامی، گونهای قدرت سیاسی تازه و نیرومند را در جامعهای که زیر مشتی از منتفذان فاسد بود، بهکار خواهد انداخت.
بله
















