کتاب مهندسی ذهن و رفتار نوشتهی علی اکبر صلاحی، با رویکرد رفتاری - شناختی برای ایجاد فضای زندگی بهتر در حوزهی تربیت کودکان، زندگی خانوادگی و ابعاد فردی و ذهنی به نگارش درآمده است.
تربیت کودکان، ایجاد یک محیط عالی برای داشتن یک زندگی کامل و بینقص و رهایی از هرگونه دغدغه و مشکلات، شاید جزو سختترین کارها باشد، اما اگر برای دستیابی به آنها آگاهی لازم را کسب کنید، قطعاً خیلی زود به هدف خود میرسید.
کتاب مهندسی ذهن و رفتار از ده بخش تشکیل شده و موضوعاتی مانند فنون رفتار درمانی، حساسیتزدایی منظم، اقتصاد ژتونی، ذهن آگاهی، فضای تعاملی، آرزو درمانی و تابآوری و ... را مورد بررسی قرار داده و به شرح تاریخچهی شناخت درمانی و انواع روشهای آن میپردازد.
روش آرزو درمانی روی اختلالاتی نظیر افسردگی و اضطراب بسیار موثر است. مبحث تابآوری نیز یکی از نیازهای مهم برای ایمنسازی انسانها در مقابله با شرایط سخت میباشد، در واقع نقش واکسن را دارد تا زمانیکه انسان در برابر ویروس و بیماری قرار گرفت بدن پادتن آن را داشته باشد تا بتواند از خود دفاع کند. با مطالعه این کتاب کاربردی با روشهای درمانی دیگر هم آشنا خواهید شد.
در بخشی از کتاب مهندسی ذهن و رفتار میخوانیم:
رفتار بهنجار، سازگارانه و رفتار نابهنجار، ناسازگارانه است. رفتار سازگارانه رفتاری است که در ارضای نیازهای فردی و خلاصی او از درد و رنج و خطراو را یاری میدهد یا از به هدر رفتن نیروهای او جلوگیری میکند. در مقابل رفتار ناسازگارانه رفتاری است که رسانیدن فرد به این هدفها به طور مکرر با شکست مواجه میشود و برای او مشکلاتی به بار میآورد.
فرض بنیادی تغییر رفتار و رفتاردرمانی این است که رفتار بهنجار و رفتار نابهنجار از اصول روانشناختی یکسانی پیروی میکنند. یعنی همان اصول یادگیری که ایجاد و ادامه رفتار بهنجار را توضیح میدهند توجهکننده رفتار نابهنجار نیز هستند. به سخن دیگر، فردی که دارای رفتار نابهنجار است، مانند فردی که دارای رفتار بهنجبار است، رفتار بدو نیک خود آموخته است.
بنا به گفته لیهان رفتارگرایان هرگز بیمار را از افراد دیگر متفاوت نمیدانند. از نظر آنها رفتارهای مختلف «بهنجار و نابهنجار» از یک پیوستار تشکیل میشود. بنابراین برای اصلاح رفتار نابهنجار فرد باید شرایط مناسب یادگیری را فراهم آورد و از این راه به تغییر رفتارهای نابهنجار و جانشین ساختن آنها با رفتارهای بهنجار اقدام نمود. بنابر این رفتار درمانگران و متخصصان تغییر رفتار در صحبت از مشکلات رفتاری افراد اصطلاح بیماری را به کار نمیبرند و در اشاره به کسانیکه مشکلات رفتاری دارند به جای کلمه بیمار از اصطلاح مراجع یا مددجو استفاده میکنند.
بله



















