کتاب رهبر انگیزه بخش: تکنیکهای ایجاد انگیزه در سازمان به قلم تام شرایتر و کیت شرایتر با ارائه راهکارهایی ساده به شما میآموزد که چطور برای کارکنان خود یک رهبر واقعی و انگیزهبخش باشید.
«انگیزه دادن» هنر است یا علم؟
ممکن است ترکیبی از هر دو باشد. ذهن بشر کمتر از اعضای بدن او شناخته شده است، اما شواهد و قرائنی از خود باقی میگذارد که میتوانیم با استفاده از آنها به خودمان و دیگران انگیزه بدهیم. کتاب رهبر انگیزه بخش (Motivation action results) مرجع یا کتاب درسی علم ایجاد انگیزه نیست، بلکه مجموعهای از روشهای عملی ایجاد انگیزه است که میتوانید در کسب و کار بازاریابی شبکهای خودتان از آنها استفاده کنید.
انگیزه دادن به بازاریابهای شبکهای جدید تنها وظیفهی رهبران بازاریابی شبکهای نیست، اما مطمئناً یکی از وظایف مهم آنها به شمار میآید. در این کتاب تام شرایتر (Tom Big Al Schreiter) و کیت شرایتر (Keith Schreiter) شما را با برخی از روشهای جالب انگیزه بخشی به خودتان و دیگران آشنا میکنند. چرا که انگیزهی بیشتر باعث موفقیت بیشتر میشود.
در حقیقت برای به حرکت در آوردن تیمتان لازم نیست دائم داد و بیداد کنید و دستور دهید تا کارها انجام شود. میتوانید با ایجاد مسابقه، قدردانی، هدف گذاری، پر کردن فرمهای مخصوص، پرورش شخصیت افراد و سایر روش های ایجاد انگیزه، نقش خود را برای به حرکت در آوردن تیمتان ایفا کنید.
در نهایت میتوان گفت این کتاب برای تعیین هدف نیست، اما اگر زیر مجموعههای ما هدف نداشته باشند، چطور میتوانیم به آنها انگیزه بدهیم؟ مثل این است که به یک بازاریاب شبکهای تازه کار بگوییم «عجله کن، برو! اما درست نمیدانم کدوم طرف باید بروی...»
در بخشی از کتاب رهبر انگیزه بخش میخوانیم:
سالها پیش، یک شرکت بازاریابی شبکهای وجود داشت که در زمینهی فروش فیلتر آب فعالیت میکرد. بازاریابهای آن فروشندههای آموزش دیده نبودند. طرح بازاریابی شرکت این بود که بازاریابشان فیلتر آب را به مشتری احتمالی قرض بدهد. به این ترتیب مشتری احتمالی میتوانست برای یک هفته از فیلتر آب استفاده کند. سپس، احتمالاً فیلتر آب را میخرید تا بتواند کماکان از مزایای آن بهرهمند شود.
با اینکه بازاریابها فیلتر آب را «قرض میدادند»، خیلی از مردم باز هم تمایلی به گرفتن آن نداشتند. آنها میترسیدند وقتی فروشنده بعد از یک هفته برای پس گرفتن فیلتر آب میآید مخ آنها را بخورد.
واحد بازاریابی این شرکت طرحی ریخت تا قرض دادن فیلترهای آب آسانتر شود. هر مشتری احتمالی که فیلتر آب را برای یک هفته قرض میگرفت شانس این را داشت که برندهی سفر به هاوایی شود.
حالا بازاریابها باید میگفتند: «لطفاً یک هفته از این فیلتر استفاده کنید. بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد این است که در قرعهکشی سفر به هاوایی شرکت میکنید. بهترین اتفاقی هم که ممکن است بیفتد این است که طعم آب آشامیدنی شما عالی میشود و شاید بخواهید فیلتر آب را برای خودتان نگه دارید.»
این پاداش، باعث شد مردم راحتتر فیلترها را قرض بگیرند. در این مورد، ایجاد انگیزه با پاداش خیلی خوب جواب داد.
بله


























