محرم آقازاده و پریناز پورعلی در کتاب راهنمای برنامه درسی و استانداردهای یادگیری دوره پیش دبستانی با ارائه چارچوبی درست به مربیان کمک خواهند کرد تا مهارتهای لازم برای تربیت کودکان را به دست آورند.
در کتاب پیش رو، نویسندگان سعی بر این دارند تا اصول و چارچوب برنامه درسی در مقطع پیشدبستانی را ارائه دهند.
جهانی فکر کردن و منطقهای عمل کردن یا کلان فکر کردن و جزئی عمل کردن، جملات نغزی هستند که کمابیش همهی ما شنیدهایم. تفکر نیاز به اطلاعات دارد و فکر کردن بدون اطلاعات همان قدر ناصواب است که اطلاعات بدون فکر. پس برای این که جهانی فکر کنیم، نیاز به اطلاعات جهانی داریم.
در راستای تفکر راهبردی، داشتن تصوری از کل بسیار اهمیت دارد. کسانی میتوانند استراتژیک برنامهریزی کنند و به عمل برسند که بتوانند تصور مناسبی از کل داشته باشند. هر جزئی باید بتواند خود را در کل باز تعریف کند. بنابراین کسب مهارت ادراکی برای معلمان، مدیران و تصمیمسازان به منظور دستیابی به تصور شفافی از کل، اجتنابناپذیر به نظر میرسد.
باید توجه داشت که کودکان با عشق و عطش یادگیری وارد مراکز آموزش پیشدبستانی میشوند. به خصوص، وقتی آنان تجارب یادگیری طراحی شده را جذاب و کاربردی مییابند به طور سیریناپذیری برای جذب و به کارگیری دانش میکوشند. تجارب یادگیری مثبتی که به کودکان مجال انتخاب کردن و کاوشگری میدهد به آنان کمک میکند قابلیتهایشان را افزایش دهند و پردل و جرئت تربیت شوند. بنابراین بخش اصلی شورآفرینی و رشد کودکان تابع شیوه تربیت آنان است.
در بخشی از کتاب راهنمای برنامه درسی و استانداردهای یادگیری دوره پیش دبستانی میخوانیم:
برنامۀ درسی مبتنی بر یادگیرنده مزایای فراوانی دارد. نخست اینکه، یادگیری زمانی مؤثر تلقی میشود که بر مبنای نیازها، علایق، توانمندیها و تجارب یادگیرندگان باشد. دوم اینکه، یادگیرندگان بیشترین انگیزه را برای یادگیری دارند و انگیزۀ آنان بیشتر درونی است تا بیرونی. سوم اینکه، این برنامۀ درسی برای یادگیرندگان جریانی پرتحرک و فعالیت زاست و نه انفعالی. چهارم اینکه، چون پرورش استعداد و علایق یادگیرندگان مد نظر است، بر تفاوتهای فردی تأکید بنیادی میشود. امروزه، در آموزشهای حرفهای، مدیران چنین طرحی را بسیار مهم میشمارند و در محیطهای کار، فضای مناسبی را بدین منظور در نظر میگیرند.
بله






















