کتاب پنجمین پائیز جنگ: زندگینامه و تاریخ شفاهی سرتیپ 2 خلبان آزاده محمدعلی کیانی نوشتهی محمدعلی اعظمی، سعی دارد تا سرگذشت زندگی این خلبان بزرگ در دوران جنگ تحمیلی را به شیوهای ساده و روان به تصویر بکشد.
چه محجوبانه و صادقانه قدم در مسلخ عشق گذاشتهاند. خلبانانی که انگار با خود و با این مردم بزرگ و آن یار سفر کرده عهدی محکم و جدا نشدنی داشتند و بدین گونه در یاد ما ماندگار شدهاند.
سرتیپ محمدعلی کیانی یکی از خلبانان آزاده و جانباز نیروی هوایی است. او در سال 1329 در شهر بوانات از شهرستانهای استان شیراز در یک خانواده مذهبی و پرجمعیت شامل 7 برادر و 2 خواهر چشم به جهان گشود. این کتاب شرحی کوتاه از اتفاقاتیست که سبب شد تا محمدعلی کیانی در دوران جنگ ما بین ایران و عراق اسیر شود.
در بخشی از کتاب پنجمین پائیز جنگ: زندگینامه و تاریخ شفاهی سرتیپ 2 خلبان آزاده محمدعلی کیانی میخوانیم:
با خارج شدن صندلی لحظهای بیهوش شده و با باز شدن چتر نجات به هوش آمدم؛ فاصله کمی با زمین داشتم، نیروهای دشمن در حال تیراندازی به طرف من بودند که اگر سریع به زمین نرسیده بودم چه بسا در هوا مورد اصابت گلوله قرار میگرفتم. در حال فرود متوجه شدم که در حال نشستن روی لاشه هواپیما میباشم که در حال سوختن بود؛ با کشیدن بند چتر خودم را کمی از هواپیما دور کردم.
مشکل دیگری هم به وجود آمده بود و آن پیچیده شدن یکی از بندهای چتر به دور گردنم بود که به هر سختی بود آن را باز کردم.
بله























کتاب خیلی خلاصه ولی تا حدودی جذاب بود
گاهی تصور اسارت اونم توی کشور غریب پشت آدم رو میلرزونه