مریم بانو رمانتان را مطالعه کردم بد نبود اتفاقا دو بار ان را خواندم به دلیل اینکه من علاقه زیادی به رمان دارم ولی رمان شما ان جذابیتی را که خواننده جذب شود و حتی از خواب بش بگذرد وان کشش زیاد را نداشت در ضمن دوری از نیلوفر را در جایی ۵ ماه ودر جاهی دیگر ۵ سال بیان کرد خسته نباشید ممنون از رمانتان
سلام اصلا خوب نبود... تکرار و تکرار و تکرار جملات خسته کننده فقط صفحات دو رد مز کردم از این همه حرفهای بیخود که فرخ با خودش میگفت.. اصلا نه سوزی و نه حس عاشقانهای به خواننده انتقال نمیداد... البته موضوع خوب بود ولی جملات بسیار رسمی بیان شده بود...
سلام خیلی در توصیف موقعیت ها و حالات افراد زیاده روی کرده بود نویسنده محترم، طوری که خیلی از صفحات رو رد میکردم واقعا خسته کننده بود و هیچ لذتی از داستان نبردم با امید موفقیت های بیشتر برای شما
وای همش تکرار نکرار تکرار. چقدر از بخش مرگ پریچهر با اوچنین کرد و جنان کرد و ودر مادرش چنین کردن و چنان کردن چقدر این صفحات تکرار شده بود من که بدون خواندن ورق میزدم میرفتم جلو