کتاب با تو نبودن از مرگ! به کوشش حمیدرضا اکبری، مجموعهای از اشعار شاعران مختلف معاصر از دورههای متفاوت است. این اشعار در محتواهای گوناگونی سروده شدهاند.
از عصر نیما یوشیج تاکنون، ادبیات شاهد ظهور چندین نحلهی ادبی بوده است. نیما فرم را مادر بدعتها و بدایع میدانست پس با تأکید بر همبسته بودن میان معنا و فرم، نمودهای فردی و اجتماعی را سرلوحهی ذهن قرار داد. پیامد این ایده و نگرش، به فرم شعر شکل و نظم بخشید و با خطر کردن در زبان موجب تحول بنیانی در ساختار شعر شد.
بعد از تغییر و اصلاح نیما در شعر، تنوع صداها پنجرههای جدیدی بودند که سبب آفرینشگریهای متعدد شدند. تحولات چشمگیر سبب بروز موجهای مختلط ادبی شد و چندین ساختار، موازی شعر سپید در ادبیات شکل گرفت. گروهی به توسل به تئوریهای فلاسفه نوعی معماری نامتقارن به وجود آوردند و در جهت هنجارشکنیهای معنایی فرمهای نوینی به شعر بخشیدند.
در جهش ادبی دیگر، پساساختارگرایی تأثیر زیادی بر ذهن و زبان شاعران گذاشت. در حوزهی معنا و فرم، رویکردهای فلسفی و اجتماعی چالشبرانگیز شد. سویههای فرمالیستی و تهمیدات اومانیسمگرایی به شکلهای زبانی بازتابهای بازری داشت.
در برههای دگراندیشان هم به ادبیات روی آوردهاند و با نگاه روشنفکرانه خود را سخنگوی مردم دانستند. اگرچه بدعتگذاریهای ادبی از نظر پنهان نماند اما این طیف هیچگاه آنقدر روشنفکر نبودند که جهان وطن شوند، شعر را در دنیا حل کنند و یا مضامین را آنچنان به تصویر بکشانند تا شعری جهانی بیافرینند.
شعر در هر دورهای از تحولات تاریخی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی خود تأثیر میپذیرد و در صورت ضرورت دچار تغییر و تحول میشوند. برای مثال ساختارشکنی در رویکردهای زبانی، اتفاقی بزرگ در شعر معاصر به شمار میآید. شاعران به کمک مؤلفههایی مثل چندصدایی، جزءنگری، عدول از هنجار، کثرگرایی، بازیهای زبانی، تشکیک، عناصر بینامتنی، گریز از معنامحوری، عدم قطعیت و مونولوگگویی کاشف دنیای جذابی بودند.
در بخشی از کتاب با تو نبودن از مرگ! میخوانیم:
به بهانههای کوچک هم شده
نام مرا ببر
به رهگذران بگو
هنوز نام این خیابان ناهید است
از بچهها بپرس
بزرگترین رودخانهی دنیا
بلندترین نقطهی جهان
نزدیکترین ستاره به ماه
بگو که ناهید است
به بهانههای کوچکتر هم
نگذار ازدحام و خستگی و لیستهای خرید
مرا از یادت ببرد
بله






















