کتاب استراتژی توسعه صنعت آلومینیوم ایران نوشتهی میرعبدالله حسینی، به صورت جامع و دقیق موضوعاتی همچون چرخه عمر آلومینیوم، ساختار صنعت آلومینیوم در جهان و تحولات آن، شناسایی شرکا و رقبای تجاری ایران، ظرفیتهای صادراتی، بازارهای هدف و ... را مورد بررسی قرار میدهد.
آلومینیوم جزو دومین فلز پر مصرف دنیا محسوب میشود و از منحصر به فردترین ویژگیهای آن، وزن سبک همراه با استحکام فلزیاش است. همچنین روند بلند مدت تقاضای جهانی و عوامل مؤثر بر آن نشان میدهد در بازههای زمانی مختلف عوامل متفاوتی در جهش روندهای صعودی تقاضا و عرضه آن نقش داشته است.
آلومینیوم بعد از فولاد از بیشترین تولید و مصرف در جهان برخوردار است و مصرف بالاتری نسبت به مجموع فلزات غیرآهنی دیگر دارد. بنابراین به عنوان «فلز قرن بیست و یکم» شناخته میشود. همچنین به دلیل انرژی مصرفی زیاد صنایع آلومینیوم، کشورهای صنعتی، این فلز را «بانک انرژی» نامیدهاند و تولیدکنندگان آلومینیوم به دنبال توسعه این صنعت در مناطقی هستند که از موهبت این انرژی برخوردارند.
کشورهای نفتخیز به ویژه خلیج فارس و ایران به دلیل دسترسی به ذخایر بزرگ انرژی (به ویژه ذخایر گازی)، دارای جایگاه مناسبی در صنایع آلومینیوم هستند. همچنین با توجه به مصرف روزافزون و نیاز رو به رشد آلومینیوم، زمینه مناسبی برای سرمایهگذاری در توسعه صنعت آلومینیوم فراهم شده و نیاز آلومینیوم در بازار داخلی در برنامههای آتی توسعه رو به فزونی است.
اهداف کتاب استراتژی توسعه صنعت آلومینیوم ایران (Iran's Aluminum Industry Development Strategy) به شرح زیر است:
1- شناسایی مواد و محصولات زنجیره عرضه آلومینیوم دارای مزیت رقابتی ایران
2- تحلیل تحولات ساختار بازار جهانی مواد و محصولات آلومینیومی از منظر عرضه و تقاضا
3- تعیین بازارهای هدف مناسب برای توسعه صادرات مواد و محصولات آلومینیومی دارای مزیت رقابتی ایران
در بخشی از کتاب استراتژی توسعه صنعت آلومینیوم ایران میخوانیم:
با وجود این که تجارت آزاد، رفاه جهانی را به حداکثر میرساند و دلایلی قوی علیه برقراری تجارت آزاد ارائه شده، باز هم بسیاری از کشورها، محدودیتهای تجاری متنوعی وضع میکنند. به همین دلیل، همچنان وضع تعرفه و موانع غیرتعرفهای در جهان رایج است. در مقابلِ دلایل مدافعان تجارت آزاد، دلایل متعددی از سوی طرفداران سیاست تجاری حمایتی ارائه شده که عبارتند از حمایت از صنایع نوزاد (نوپا)، منشأ درآمد برای دولت، بهبود رابطه مبادله، مبارزه با قیمتشکنی، حفظ امنیت ملی، بهبود وضعیت اشتغال و ترازپرداختها و حمایت از تولید مواد غذایی اساسی.
وقتی یک کشور کوچک بر واردات، تعرفه وضع میکند، قیمت داخلی کالای جانشین واردات برای مصرفکننده آن کشور به اندازه مقدار تعرفه افزایش مییابد. در نتیجه، تولید داخلی کالاهای جانشین واردات افزایش یافته و مصرف داخلی و واردات کاهش مییابد. به هر حال کشور با همان قیمت قبلی در بازارهای جهانی مواجه بوده و کشور وضعکننده تعرفه، درآمدهای حاصله را دریافت میکند. آثار مربوط به اثرات تعادل عمومی تعرفه را میتوان با گسترش الگوهای تجارت و با این فرض بررسی کرد که درآمد حاصل از محل تعرفه، دوباره بین شهروندان به صورت یارانه یا معافیت مالیاتی توزیع میشود. براساس قضیه استالپر ساموئلسون، هر افزایش در قیمت نسبی یک کالا در اثر وضع تعرفه باعث افزایش بازده یا درآمد عاملی میشود که در تولید بیشتر به کار میرود.
بله



















