اول داستان خیلی قشنگ بود طوریکه علاقه زیادی داشتم که بدون توقف بخونم ولی بعد اینکه به شهر اومدن هم خیلی غم انگیز شد بدون هیچ دلیلی و هم خیلی بی محتوا و کسل کننده. بعد بزرگ شدن بچهها که دیگه خیلی بدتر شد انقد خسته کننده بود که نخواستم تمومش کنم و تا بعد عروسی ماهرو کتاب رو رها کردم...
تعجبم ازینه که خود نویسنده خسته نشد از این همه گزاف گویی؟!!
تنها حسنش آشنایی با شیوه زندگی دوران قبل بود.
مرضیه بانو عزیز رمانتان بسیار زیبا بود تا حدی که دو بار ان را خواندم فرصت کنم باز هم میخوانم در این داستان شادیو غم وجود داشت حس قوی مادر بودن وجود داشت واز همه محمتر اینکه محکم بودن وقوی بودن یک مادر جوان در برابر زندگی و۵ فرزندشرا نشان میداد حمایت پدر بزرگ ومادر بزرگ از دخترونوهایش افرین داشت در کل بسیار عالی بود من با غصه انها گریه کردم وبا شادی انها شاد شدم ممنونم از شما برای رمان خانوادگی زیبایتان
سرعت کتاب خیلی زیاده؛ هیچ توصیفی هم از مکانها و زمانها نداره؛ من به شخصه دوست دارم برم داخل داستان و شاهد باشم ولی با این کتاب اصلا ارتباط برقرار نکردم متاسفانه.
وقتی کتابهایی مثل شوهر آهو خانم و بامداد خمار رو میخونی اینقدر استانداردهات بالا میره که دیگه یک همچنین کتابی راضیت نمیکنه 😑
داستان جالبی بود و داشت سرگذشت یک دختر که با تمام پستی و بلندیها توانست مانند یک مرد از پس زندگی بربیاید و در حین خیلی از عزیزانش از دست داد.
فقط یک روال عادی که تو داستان بود خیلی داستان در محور عروسی و بچه دار شدن میگذشت
ولی در کل خواندن داستان رو بهتون پیشنهاد میکنم
وقتی به شهر اومدن زندگی شون خیلی عادی بود و همش مرگ و ازدواج و به دنیا اومدن بچه اول ماهرو و مهرداد به دنیا اومدن بعد لیلا مرد ماهدخت ازدواج کرد گلپری بچه دار شد ماهرو ازدواج کرد و...
اخراش خیلی تکراری و مثل هم بود ولی در کل باهاش حال کردم
داستان خوبی بود ولی متاسفانه نویسنده از زمان و تاریخ و ساله که گناز به دنیا امده بود حرفی نزده بود این مورد خوانده را گمراه میکند و چطور شد که یک دفع گلناز فوت کرد روی هم رفته داستان زیاد جالبی نبود میخوردنند میزایدند و میمردنند
نثر کتاب ساده و بدون تکلف بود داستان و موضوعی که نویسنده به آن پرداخته بود جدید بود توی کمتر رمانی دیدم که به رسومات اینچنینی بپردازند
از این لحاظ برای من جالب توجه بود
بسیار زیبا و با نوشتاری روان نوشته شده و واقعا دوران قدیم و رسم و رسومات آن دوره را برای خواننده زنده میکند جوری که کاملا میشود فضای آن موقع را به تصویر کشید و خواندن آن را پیشنهاد میکنم
نمونه کامل از یک زن قوی و من چقدر افتخار میکنم به وجود همچین زنهایی من واقعا از خوندن این کتاب لذت بردم و با غمهاشون ناراحت شدم و با خوشحالیشون خندیدم ممنون از قلم زیبای نویسنده عزیز
سلام دارم خدمت شما دوستان عزیز و تشکر میکنم از کتابراه بابت انتشار همچین رمان قشنگ و زیبایی آدم و میبره چند دهه پیش با عزت احترامات اون موقع حتما بخونید ضرر نمیکنید تشکر از کتابراه
سلام و خسته نباشید خدمت نویسنده محترم.
باید بگم این اثر بیشتر شبیه خاطرات روتین بود تا یک رمان و به نظرم تکرار اتفاقات شبیه هم کمی این داستان را خسته کننده کرده بود.
خیلی کتاب خوبی بود وبه رسم و رسومات دوران قدیم خیلی پرداخته بود. کل کتاب فقط یا داشت بچه میاورد یا بچه شوهر میداد😂😂
سرنوشت عباس چیشد😏بعد مهلا دوباره ازدواج کرد یا نه؟
تعجبم ازینه که خود نویسنده خسته نشد از این همه گزاف گویی؟!!
تنها حسنش آشنایی با شیوه زندگی دوران قبل بود.