کتاب ضجههای قی ناژا: روایتی از رسم و رسوم نسل قدیم شهرم - سریش آباد کردستان به قلم حجت مومنی سعی دارد تا در قالب شعر مثنوی، شما را با آداب و رسوم و زندگی اجتماعی یکی از شهرهای غربی ایران آشنا کند.
قدیما گذشت؛ با تمام سادگیهایش. قدیمیها یکی پس از دیگری بیسر و صدا و گاهی مظلوم و غریبانه رفتند. اما قدیم را میتوان یک بار دیگر از نو ساخت و در آن تمام زیباییها را ساده و صادقانه به نظاره نشست. میشود چرا که قدیمیها معصوم نبودند؛ نه اعجاز میکردند و نه کتابی از آسمان میآوردند؛ فقط ساده بودند و ساده زندگی میکردند.
کتاب ضجههای قی ناژا؛ مثنوی بلندیست که به بسیاری از آداب و رسوم، سنتها، بازیهای بومی محلی، غذاها، خوردنیها، فرهنگها، تفکرات، تفاوتها، تناقضها و در کل خصوصیات اخلاقی مردان و زنان میپردازد که در جایی به اسم سریشآباد کردستان چشم به جهان گشودهاند و در یک دورهی طولانی زندگی کردهاند؛ در حال حاضر نیز بعضی از آنها در گذشته و تعداد اندکی هم در کنار ما و پا به پای ما روزگار میگذرانند.
زبان این مثنوی بلند، امروزی و بر وزن «مفاعیلن، مفاعیلن، فعولن» است. در این کتاب حجت مومنی سعی دارد تا اسم غذاها، بازیها، اماکن، ابزارآلات و... را بدون تغییر و با زبان محلی خاص منطقه نام ببرد؛ به همین خاطر احتمال به هم ریختگی ریتم اصلی شعر در بعضی از مصراعها امکان دارد.
در پایان لازم است بدانید که تمام آداب و سنتها به دلیل محدودیتهای وزنی در این مجموعه گردآوری نشده است.
در بخشی از کتاب ضجههای قی ناژا: روایتی از رسم و رسوم نسل قدیم شهرم - سریش آباد کردستان میخوانیم:
قدیما در قدیما ماند آقا
وصیتنامهاش را خواند آقا
قدیما تخم مرغی میشکستیم
به زیرِ سقفِ غیرت مینشستیم
قدیما چای غیبت دم نمیشد
و از آسودگیها کم نمیشد
قضاوت، هیچ انسانی نمیکرد
تملّق پیشِ هرخانی نمیکرد
مویز آراممان میکرد، آرام
بلی خوشناممان میکرد، خوشنام
لحافی روی کرسی، زندگی بود
شعار مادرم سازندگی بود
بله

















