در واقع این کتاب به اندازه سایر کتابهای نویسنده یرام جذابیت و حتی مفهوم نداشت. بیشتر حالت خاطره نویسی داره ولی خب فضای مسموم و سیاه کاری در ایران رو نشون میده که ظاهرا هر کسی بخواد کار مفیدی انجام بده، یا محدود و یا اخراج میشه. خیلی از خاطرات ایشون میتونه به ما درس بده که به قول رئیسشون توی ایران این کارا جواب نمیده.. من واقعا شجاعت ایشون رو تحسین میکنم، چون خودم شاید هیچوقت حاضر نشم این همه خودم رو بخاطر دیگران به دردسر بندازم. گرچه تشریح جو کثیف حاکم بر محیط شغلی خیلی ناراحت کننده هست و یک جاهایی عصبی هم شدم، اما به نظرم دونستن این چیزا برای همه ما واجبه که در محیط کاری خودمون بیشتر مراقب باشیم. اما قسمتهایی از کتاب که در رابطه با مسائل تخصصی در زمینه مهندسی عمران بود رو من که رشتم چیز دیگه بوده متوجه نمیشدم و میدونم خیلی از خوانندگان هم حتما همینطور بودند. شاید بهتر بود توضیحات تخصصی رو کلیتر و خلاصهتر میکردند که ما هم حوصلمون سر نره.
نسبت به دو کتاب دیگه جذابیت کمتری برام ایجاد کرد. شاید چون از هیجانات دوران نوجوانی و شور و حال جوانی و دانشجویی خارج شد و وارد دنیای بزرگسالی و زندگی متاهلی شد. ولی درکل کتاب خوبیه. پیشنهاد میکنم مجموعه کتابهای آقای اژدرالدینی رو بخونین حتما. هرکدومشون درسهای زیادی داره.
در یکی از کامنتها به شخصی خودشیفته گفته شده که فقط تلاش میکرده وظایفش رو درست انجام بده. ببینید چقدر مسئولیت پذیری و سطح توقعات از خودمون پایینه. در ژاپن چنین شخصی حتی متوسط هم حساب نمیشه.