کتاب سامانههای پیش نگر: طراحی رویکردی جدید برای مواجهه با شگفتی سازها نوشته علی ذاکری، به موضوع سیستمهای خودسامانده، نظریه سیستمها و آیندهپژوهی میپردازد.
از آن زمان که آیندهپژوهی که با اسامی مختلف در ابتدای قرن بیستم ظهور کرد، فراز و نشیبهای بسیاری را پشت سر گذاشته و همچنین تغییرات مداوم معرفتشناختی را تجربه کرده است. آنچه که جای تأمل دارد، تلاش پیوسته آیندهپژوهان برای فراهم کردن شرایط همبستگی معرفتشناختی به عنوان پایه و اساس شیوههای گوناگون در این زمینه بوده است. این روشها برخلاف موضوعات معرفتشناختی دارای بلوغ خوبی هستند.
این کتاب به دنبال طراحی سیستم تصمیمسازی است که بتواند ظرفیت تطبیقپذیری و تابآوری در برابر ناشناختههای ناشناخته ایجاد کند. چگونه میتوان چنین ظرفیتی را در یک سیستم ایجاد کرد؟ همچنین در پی کشف علل انفعال در برابر مسائل پیچیده نیز هست. چرا رانندگان در مسافرتهای نوروزی با وجود احتمال زیاد تصادف، آن را جدی نمیگیرند؟ بحران خشکسالی در کشور، مسئله ترافیک تهران و طوفان کاترینا نمونههایی هستند که با وجود شناخت زیاد آنها، دستگاههای تصمیمسازی در مواجهه با آنها شکست خوردهاند.
در بخشی از کتاب سامانههای پیش نگر میخوانیم:
بسیاری از سازمانها در مواجهه با محیطی که در حال تغییر است و مشکلات مربوط، این پیشفرض را دارند که مشکل بهصورت منفک قابل تحلیل هست و هدف عمده، مدیریت و کنترل سیستم است. این راهبرد «تقسیم کن و مدیریت کن» در برخی محیطها بسیار موفق عمل میکند. هرچند در محیطهایی که درجه و نوع سیستم از درجات بالاتر باشد، این راهبرد دیگر پاسخگو نخواهد بود. بهعنوان نمونه، سطح سوم سیستمها، سامانههای دارای حافظه هستند. اگر پیشخورد سیستم قادر باشد ردپایی از گذشته سیستم را بهجا گذارد که بتوان از آن برای تنظیم هرچه بهتر رفتار سیستم استفاده کرد، سیستم دارای حافظه خواهد بود. چنین سیستمی توان یادگیری از گذشته خود را دارد. چنین ترجمهای به معنای این خواهد بود که سامانههای اجتماعی ماشین نیستند. این سامانهها نه با فرایندهای تخصصگرایانه بلکه با تعمیم گسترده فرایندها قابل توضیح و تفسیر هستند. بنابراین استفاده از استعاره ماشین دکارت و عینک مکانیکی نیوتون برای شکستن سیستم به اجزای کوچکتر و تلاش برای فهم زیرسامانهها برای فهم کلی سیستم، بخش عمده¬ای از کار ویژه سیستم را از ریشه نادیده خواهد گرفت.
تمرکز بیشتر در اکثر فعالیتهای آیندهپژوهانه و آیندهنگرانه بر عدمقطعیت ناشی از کمبود اطلاعات است که باعث پیشفرض عدم تقارن اطلاعاتی میان خبرگان و دیگران میشود. وجود عدمقطعیت و دشواری در تصمیمسازی شاید مهمترین عامل در مشروعیتبخشی به خبرگی و تخصص است. متخصصان و خبرگان یک حوزه بهطور عام مدعی هستند که تخصص و خبرگی آنها تنها راه کاهش عدمقطعیت و ارائه خدمات است؛ اما ازآنجاکه در یک سیستم آشوبناک، دسترسی به اطلاعات کامل از حالت خطی سیستم نداریم، همیشه حالتهای آینده سیستم برای ما غیرمنتظره خواهند بود چون بخشی از عدمقطعیتها، بنیادین هستند. آنچه اهمیت دارد نه دانستن یا ندانستن آینده یا حتی فروکاهیدن آینده به سبدی از سناریوها بلکه ایجاد یک ظرفیت تابآوری و شکستناپذیری در مواجهه با خطرها و فرصتهای در حال ظهور است. آنچه در مواجهه با آینده اهمیت دارد نه عدم آشنایی ما با شرایط احتمالی یا تعداد جایگشتهای زیاد نیست بلکه نبودِ ظرفیت برای مقابله با آینده است
بله

















