کتاب مراقبت از نوزاد: توصیههای دوران بارداری و پس از آن نوشته تری گریفن و جوانا کلنزا، مادران را راهنمایی میکند تا در دوران بارداری و پس از زایمان از نوزاد خود به بهترین شکل مراقبت کنند.
کتابهای بسیاری در خصوص آشنایی با اصول مراقبتهای پزشکی برای پرسنل، پرستاران و پزشکان تألیف شده که شیوههایی در زمینۀ مسائل پزشکی جهت بررسی، تشخیص و درمان نوزادان ارائه میدهد. اگرچه فصلها و بخشهایی از کتاب مراقبت از نوزاد (Family - centered care for the newborn) به مراقبت از خانوادهها اختصاص داده شده؛ اما نسبت به مسئله مشارکت با خانوادهها تمرکز ویژهای داشته است. در اینجا خانوادهها نهتنها اعضای اصلی و ثابت مراقبت از کودکان خود هستند، بلکه آنها در بیمارستان بهعنوان مشاوران اصلی محسوب میشوند.
در راستای تلاشهای بیمارستان برای ارائۀ مراقبت خانوادهمحور مطالب، موقعیتها و تجربیات واقعی بیان شده در این کتاب پیشنهادات و راهنماییهای مناسبی نیز به شما منتقل میسازد. فصلها و موضوعات تخصصی و نمونههای عملی به عنوان چارچوب و اصولی برای آموزش و تغییر رویکرد خانوادهها در مراقبت از نوزادشان است.
تری گریفن (Terry Griffin) و جوانا کلنزا (Joanna Celenza) در این کتاب اصول اولیهای جهت تغییرات زبانی، فکری و عملی پرسنل و خانوادهها ارائه میدهند تا مراقبت از نوزادان دقیقاً خانواده محور شود؛ البته برای انتقال مفاهیم و موقعیتها مکرراً از تجربیات مستقیم مادران، پدران و دیگر اعضای خانواده صحبت شده است. لازم به ذکر است که شکل ظاهری، روحیات، عواطف و تربیت خانوادهها متفاوت بوده و در حقیقت در امر مراقبت خانوادههایی که شامل دو مادر، دو پدر، پدربزرگ و مادربزرگ یا خویشاوندان دیگری که والدین اصلی نوزاد محسوب میشوند نیز مورد احترام بودهاند.
در حقیقت، مراقبت خانوادهمحور زمانی میسر و محقق میشود که کارهایی با خانواده نه صرفاً برای خانواده انجام داده شود. برخی پرسنل بیمارستان به دلایلی معتقدند والدین نمیتوانند در مراقبت شرکت داشته باشند؛ زیرا آنها از آگاهی، علم و تجربۀ کافی در این زمینه برخوردار نیستند. گفتنی است بهترین مشارکتها با نظرات و سلیقههای مختلف اهداف یکسانی را دنبال میکند.
در بخشی از کتاب مراقبت از نوزاد میخوانیم:
یک نوزاد نارس در هفتۀ 24 در"NICU"بستری میشود. پزشک برای پیدا کردن رگ جهت تزریق به نوزاد رضایتنامهای از پدر و مادر میگیرد؛ زیرا میداند این نوزاد در چند روز آینده به خون نیاز خواهد داشت. روزهای بعد نوزاد ضعیف و کمخون میشود و باید تزریق صورت گیرد. در این شرایط پرسنل به سرعت خون سفارش میدهند و آن را تزریق میکنند. مادر از اینکه به او اطلاعرسانی نشده بسیار ناراحت است. او دوست داشت هنگام تزریق خون حضور داشته باشد، ولی نجات جان نوزاد بر اطلاعرسانی به مادر اولویت داشت. از سوی دیگر بهداشتکاران تصور نمیکردند مادر بخواهد در این لحظه حضور داشته باشد.
برای بهداشتکاران گاهی حساس بودن شرایط اهمیت بسیاری دارد در حالیکه والدین این حساسیت را درک نمیکنند. بهتر است چنین مشکلات و مسائلی با تقسیم و اشتراک اختیارات پیشبینی شده و مشخص برای مشارکت مادر فراهم شود. مثلاً در این شرایط اینگونه رفتار کنیم: «خانم اسمیت! با وجود اینکه شما رضایتنامۀ تزریق خون به نوزادتان را امضا کردید در صورت نیاز به شما اطلاع خواهیم داد مگر اینکه حالت اورژانس پیش آید. ما درک میکنیم که میخواهید هنگام تزریق خون کنار نوزادتان باشید؛ البته حضور شما برای ما بهتر است.»
بههرحال مادر نمیداند بچهاش چه زمانی به تزریق نیاز دارد؛ بنابراین در صورتی که شرایط عادی باشد و حالت اورژانس اتفاق نیفتد برای حضور در کنار نوزادش تصمیم میگیرد. اگر نوزاد به تزریق اورژانسی نیاز پیدا کند پرسنل باید سریعاً تلفنی به مادر اطلاع و توضیح دهند که نیاز خون ضروری است. در این حالت بهتر است اینگونه رفتار کنیم: «خانم اسمیت! میدانم دوست دارید هنگام تزریق خون اینجا باشید؛ اما سطح خون بیلی بسیار پایین آمده و فوراً نیاز به خون دارد؛ البته میتوانیم منتظر شما بمانیم، ولی این شرایط برایش خیلی خطرناک است و تا زمان رسیدن شما به اینجا او زنده نمیماند.»
بله





















