کتاب خورشید و شبنم شامل گزیده اشعار مذهبی استاد حاج نصرالله صدرمتکلم، از شعرای معاصر استان فارس است که توسط محمدحسین صادقی گردآوری و تدوین شده.
با استاد حاج نصرالله صدرمتکلم بیشتر آشنا شویم:
حاج نصرالله صدرمتکلم در سال 1315 در خانوادهای فرهنگی، معتمد و متدین در شهر زرقان فارس دیده به جهان گشود و در حضور فرهیختگان و فرزانگانی مانند جد خود مرحوم محمدتقی صدرمتکلم، پدرش مرحوم حاج عبدالرحیم صدرزاده و همچنین شاعران و ادیبان خانواده مادریاش آقایان معینیها بهرهمند شده و فنون شاعری، خطابه، وعظ و مردم داری را از دو سو آموخته است.
او پس از به اتمام رساندن دوره متوسطه خود در شیراز، تحصیلات دانشگاهیاش را در رشتههای ادبیات و کشاورزی در ایران و ایتالیا ادامه داد و بعد از تمام کردن دوره تحصیل، به شغل معلمی پرداخت و سالهای بسیار در استانهای فارس و کرمان به تدریس و مدیریت مراکز علمی اشتغال داشته و در نهایت در سال 1358 بازنشسته شده و اکنون ساکن شیراز است.
با اینکه استاد نصرالله صدرمتکلم در دهههای گذشته آثار ماندگار زیادی خلق کرده اما از آن جا که نسبت به جمعآوری و انتشار آنها تمایل و اهتمام نداشته تا به امروز اثری از ایشان منتشر نشده و کتاب خورشید و شبنم اولین اثر ایشان است.
در بخشی از کتاب خورشید و شبنم میخوانیم:
در کربلا چو عشق ندا داد یا حسین
برداشت ذوالفقار علی را ز جا حسین
مهر از نبی گرفته، وفا را ز فاطمه
صبر از حسن، شجاعتش از مرتضی حسین
پیوند این دو دست خدا بین که در مصاف
گفتی على محاربه میکرد یا حسین
در سعی مروهی عطش و در نماز عشق
کرد از ره صفا به على اقتدا حسین
دست علی به هدیه نگین داد در نماز
انگشت تو ز دست جدا شد چرا حسین
بر شانهاش نشانه زبار یتیم داشت
همچون علی نشان زده بر شانهها حسین
بغض علی، به سینهی اعدا نهفته بود
اما دریغ و درد، که شد خونها حسین
قرآن دو بار بر سر نی کرد خصم دون
صفین کتاب و دشت عطش سرجدا حسین
دشمن دوبار حمله به محراب دین نمود
در ابتدا نماز على، انتها حسین
ای برترین سلالهی پاکان روزگار
ای مظهر شفاعت اهل ولا حسین
با ذوالفقار میرسد از راه منتقم
سوگند میخوریم به خون خدا حسین
بله



















