کتاب ماجراهای رابینسون کروزوئه نوشتهی دانیل دفو ملقب به پدر رمان انگلیسی است. این کتاب منحصر به فرد اثری روحانی و خیالانگیز محسوب میشود که به سرگذشتِ مردی گمشده در جزیرهای دور افتاده میپردازد.
رابینسون کروزوئه (Robinson Crusoe) مردی است که از زندگی خود در انگلستان راضی نیست و آن را یکنواخت میداند. او بیتجربه است و به دنبال آشنایی با دنیای بیرون میباشد و همین اشتیاق او را به سفر سوق میدهد تا سرزمینهای دیگر را کشف کند.
رابینسونِ جوان بدون اطلاع والدینش تصمیم به سفر میگیرد. او سالهای جوانی خود را صرف این رویا میکند و حقیقتاً هم شناخت بسیاری نسبت به جهان اطراف خود پیدا میکند.
در یکی از سفرها، کشتی این مرد ماجراجو در اثر طوفان از بین میرود همهی همراهانش میمیرند اما او زنده میماند و خود را به جزیرهای ناشناخته میرساند. دانیل دفو (Daniel Defoe) در کتاب ماجراهای رابینسون کروزوئه (Daniel Defoe's The adventures of Robinson Crusoe) از تجریبات شخصی خود استفاده کرده است. او حدود سال 1660 میلادی در لندن متولد شد و اهل تجارت و سفر بود و همین موضوع باعث شد تا در سالهای آخر زندگی خود به نوشتن رمانهای ماجراجویانه و خیالانگیز روی آورد.
در بخشی از کتاب ماجراهای رابینسون کروزوئه میخوانیم:
سفر خوبی تا برزیل داشتیم. در حدود 22 روز به آن جا رسیدیم. من کیسهی کوچکی از سکههای نقره و تمام داراییهایی را که ناخدا نخریده بود، به همراه داشتم.
مدتی را در مزارع شکر که متعلق به یکی از دوستان ناخدا بود، سپری کردم. در این زمان اصول اولیهی پرورش و ساخت شکر را یاد گرفتم. این کار، خوب و پرسود به نظر میرسید. تا آنجایی که توانستم، زمین خریدم و شروع به کاشتن کردم.
برای گرفتن پولی که پیش بیوهی دوستم گذاشته بودم، پیغامی به انگلستان فرستادم. با آن پول میتوانستم یک برده و یک مستخدم قراردادی بخرم تا در کارها کمکم کنند.
اما زندگی بهعنوان مالک زمین زراعی ملالآور شد. میخواستم دوباره در دریا باشم؛ پس نقشهای کشیدم.
مزارع آن جا به کارگران بیشتری نیاز داشت؛ پس کوشیدم تا به مالکان مزارع پیشنهاد جالبی بدهم. اگر آنها سرمایهی سفر را تأمین میکردند، به آفریقا سفر میکردم و برده میخریدم. بعد آنها را بین مزارع مختلف تقسیم مینمودم.
بله



























