کتاب قصههای مثنوی معنوی - بخش دوم (نظم) نوشتهی حمیدرضا اشرفیان، شامل مجموعه اشعار جذابی است که با بیانی ساده و به حالت داستانی توسط مولانا جلالالدین محمد رومی به نظم درآمده.
مولوی در کتاب مثنوی، در حکایات و قصههایش به شرح نکات اخلاقی و عرفانی میپردازد و نه تنها قصد سرگرمی و یا داستانسرایی ندارد بلکه در قالب این قصهها حرف دل و منظور خود را به شما میرساند.
همانطور که میدانید زبان شعر از زبان نثر بسیار رساتر و قابل لمستر است و اثرات عمیقی روی مخاطب خود میگذارد. حمیدرضا اشرفیان در این کتاب اشعار نقل شده را با بیانی ساده و در عین حال امانتداری کامل همانطور که پدر و مادرها برای کودکان خود قصه میگویند، شرح میدهد تا کودک به خاطر ندانستن بعضی کلمات خسته نشود و از گوش کردن اشعار لذت ببرد.
در بخشی از کتاب قصههای مثنوی معنوی - بخش دوم (نظم) میخوانیم:
بود بقالی و وی راطوطیی
خوش نوایی سبز گویا طوطیی
در دکان بودی نگهبان دکان
نکته گفتی باهمه سوداگران
در خطاب آدمی ناطق بُدی
در نوای طوطیان حاذق بُدی
جست از سوی دکان سویی گریخت
شیشههای روغن گُل را بریخت
از سوی خانه بیامد خواجه اش
بر دکان بنشست فارغ خواجه وَش
دید پُر روغن دکان و جامه چرب
برسرش زد گشت طوطی کل ز ضرب
روز کی چندی سخن کوتاه کرد
مرد بقال از ندامت آه کرد
ریش بر کند و میگفت: «ای دریغ
کآفتاب نعمتم شد زیر میغ
دست من بشکسته بودی آن زمان
چون زدم من بر سرآن خوش زبان.»
هدیه میداد هر درویش را
تا بیابد نطق مرغ خویش را
بعد از سه روز و سه شب حیران و زار
بر دکان بنشسته بُد نومید وار
می نمود آن مرغ را هر گون شگفت
تا که باشد کاندر آید بگفت
جولقی سر برهنه میگذشت
با سری بیمو چو طاس و طَشت
طوطی اندر گفت آمد در زمان
بانگ بر درویش زد: «کی هی فُلان
از چهای کل با کلان آمیختی؟
تو مگر از شیشه روغن ریختی؟»
از قیاسش خنده آمد خلق را
کو چو خود پنداشت صاحب دلق را
کار پاکان را قیاس از خود مگیر
گر چه ماند در نبشتن شیر، شیر
آن یکی شیریست آدم میخورد
آن یکی شیریست آدم میدرد
هر دو گون زنبور خوردند از یک محل
لیک شد زآن نیش و زین دیگرعسل
هر دو گون آهو گیاه خوردند و آب
زین یکی سرگین شد و زآن مُشکِ ناب
هر دو نی خوردند از یک آب خور
این یکی خالی و آن دیگر شکر
صد هزاران این چنین اشباه بین
فرقشان هفتاد ساله راه بین
این خورد گردد پلیدی زو جُدا
آن خورد گردد همه نور خدا
این خورد زاید همه بُخل و حسد
آن خورد زاید همه عشقِ احد
بله












