نقد کامل کتاب
اول این که تعداد صفحات خیلی زیاد بود و حوصله سر بر میشد ولی در عین حال با داستان و موضوع نسبتا سادهاش گیرایی خوبی داشت
نویسنده خیلی از جملات ادبی برای بیان موقعیتهای مختلف نظیر شادیها و غمها و هیجانات استفاده کرد و البته بعضی جاها متن یک روزمرگی و زندگی روتین روزانه رو نشون میداد یا خیلی اغراق آمیز توصیفات رو انجام میداد.
و اینکه بعضی مسائل بر خلاف تصور دیگه درباره شون صحبت نشد مثلا سهراب چی شد یا مادر و پدر مریم....
کسانی که به کتابهایی با تراژدی عاشقانه علاقه دارند کتاب مناسبی هست براشون البته به شرطی که خواهان ادبیات و شیوه نگارش نویسنده محترم باشند
در کل ۳۷۰ صفحه خوشبختانه تعداد غلطهای املایی بسیار کم و در حد ۳ یا ۴ تا بود ولی باز هم به نظر من نقطه ضعف بزرگ رمان این بود که خیلی در توصیف احوالات شخصیتها تلاش میکرد که نتیجهای جز خستگی در خواننده ایجاد نمیکرد.
در کل ممنونم از قلم نویسنده که با زحمت هاشون این رمان رو به نگارش در آوردند
صرف نظر از ایرادات کتاب که ملال آورش کرد؛ موضوع داستانش خیلی خوب و قابل تأمله، بنظر بنده بهتره که بدور از جانبداری و هر گونه تعصب مطالعه بشه. امابیندیشیم افراط در هر امری نه تنها موثر نیست که چه انسانهایی رو گناهکار و بیگناه به نابودی کشونده. برخلاف اونچه که نویسنده ؛ تقدیر و پیشونی نوشت رو عامل مصائب میدونه اما باید گفت: نه تقدیر؛ که نادانی، فقر، غرور، اعتقادات خشک و رسوم کهنه، افراط و تفریط و پیروی کورکورانه، عوامل مصیبت بودن، حداقل در این کتاب. برای مثال این چه رسمیه که دختر و پسر با هم ازدواج کنند بدون کوچکترین شناختی از همدیگه و حتی بدون اینکه هم رو دیده باشن؟ چه اعتقادیه که مرد و زن طوری در اعمال دینی غرق بشن که دیگه همسر و فرزند به چشمشون نیان؟ اونهم چه طور تدینی! مریم و امثال مریم صرفا غرق در اعمال دین میشن که گناهشون بخشیده بشه! مریم عمل درستی انجام نداد و مستحق تنبیه بود، اما مسببش چی بود؟ کی بود؟ همه ی عمر هم زندگی رو به کام خودش و همه تلخ کرد و اطرافیانِ ظاهربین هم فقط زهد و تقواش رو دیدن! حالا مقایسه بشه با پدر و مادرِ آذر که متعادل بودن، چرا یک پدر و مادر باید بقدری ناتوان، تندرو، خشک اخلاق و دور از دسترس باشن که پسر یا دخترشون همه چی رو نادیده بگیرن و به فرار فکر کنن؟ یا مجبور بشن به غریبه پناه ببرن! هیچ جای جبرانی هم نمیذارن براشون. نمونه شون هم که بیشماره. مهدی و اعمالش منفور بودن و تاوان اشتباهاتشو داد اما با شناختی که از مردان و ذاتشون داریم (ذاتِ طبیعیِ خلقتشون) نباید بهش حق داد دچار همچین اشتباهی بشه؟ نادیده نگیریم ملاحظه کاریها و وجدان داریشو در قبال مریم. میشه به تک تک شخصیتها و اعمالشون فکر کرد و نتیجه گیری کرد و آموخت. سپاس.
موضوع داستان خوب بود اما زیاده گوییها در بعضی جاها که یسری احساسات رو بیان میکرد که ما غالبا واژه برای بیان اون احساس کم میاریم زیبا بود ولی اکثر جاها اضافه بود و حوصله آدم رو سر میبرد واینکه بهتر بود به سرگذشت سهراب و خانواده مریم هم میپرداخت ولی در کل نتیجه داستان خوب بود که آدمها به هیچ عنوان نباید قضاوت داشته باشند و قضاوت فقط مختص خداس وهمچنین جزا و پاداش هر کار، مثلا یک فرزند نامشروع امکان داره که پاکترین آدم روی زمین باشه و بالعکس... هرکس در زندگی یا باید تاوانی رو پس بده یا امتحان بشه که فقط خدا تعیین کنندس..
در اول تا نزدیک نیمه کتاب یعنی تا مرگ مریم شخصی که گمان میکند شخصیت اصلی داستان است همه چیزش در کتاب ریز به ریز نوشته شده درحالی که وقتی به داستان مجید میرسیم هیچ اتفاق خاصی نمیفتد فقط مرد همسر ناپدریش و دیگر هیچ منتظرید که پدرش بیاید و نجاتش دهد اما هرگز به او اشارهای نمیشود و نامزدی که سالها پای رسیدن به او مانده و برادرش که در طول داستان نقش بسیار کمرنگی دارد میاید و او را از قصاص نجات میدهد داستان طولانی با پایان بد فقط انگار میخواهد بگوید چون نطفه حلال نداشته پس دلیل نمیشده آدم بدی باشد. پسر خوب درس خوانده کاری و آرام و نجیب...
با سلام از خواندن کتاب بسیار لذت بردم تشبیهها زیبایی استفاده شده بود. توصیف مکانها، حالات و... بسیار دقیق بود. فقط در مورد اینکه برای مریم در روستا اتاق اختصاصی وجود داشت آن هم در آن سالها! نتونستم ارتباط برقرار کنم معمولا در روستاها یک اتاق همگانی دارند و یک اتاق مخصوص میهمان و یک اتاق به عنوان محل پخت و پز. و مورد دوم اینکه مجید در زندان معلم کلاس نهضت سوهد آموزی شد! در آن سالها نهضت سواد آموزی وجود نداشت و نهضت بعد از پیروزی انقلاب به وجود آمده. در انسالها فکر میکنم از لفظ اکابر استفاده میشده. ولی در کل بسیار آموزنده و زیبا بود. با تشکر
با سلام دست مریزاد خسته نباشید
من زیاد کتاب میخونم وبه همین دلیل لازم میدونم که نظرم را اعلام کنم بسیار عالی بود هیچ کم وکاستی نداشت از بهترینها بود بطوری که نمیتوانستم رهایش کنم کلمات خیلی وزین وعالی بکار برده شده بود بطوری که با خواندن کلمات خودم را در شرایط داستان قرار میدادم
من توصیه میکنم که این کتاب را با حوصله بخوانید بسیار پند اموز بود
حتما تمامی کتابهای این عزیز را خواهم خواند
با تشکر فراوان
قلم و نحوهی نگارش نویسنده سنگین و متفاوت بود و باعث میشد مطالعهی کتاب طولانی تر از حد معمول وقت بگیره ولی داستان زیبایی بود چند روز با مریم زندگی کردم و با کارهایی که میکرد و کارهایی که نمیبایست انجام بده حرص خوردم هر اتفاقی که در گذشتهی آدم رخ داده نباید آیندهاش رو تحت شعاع قرار بده اشتباه گذشته نباید آدم رو ضعیف و حقیر کنه بلکه باید اونو قوی و محتاط کنه
جنابآقای شاه ولی عزیز رومانتان را خواندم زیبا بود ولی خیای خسته کننده بود چون خیای طول و تفسیر داده بودید در ضمن اگر سادهتر وبه زبان امیانه تر مینوشتید و از کلمات قلمبه استفاده نمیکردید. خیلی بهتر بود ودیگ اینکه از شما نویسنده محترم بعید است که بجای لباس راه راه زندانیان به آنان لقب گوره خری بدهید ممنون از رمانتان خسته نباشید به تمید موفقیتهای بیشتر
از نظر من رمان خوبی نبود چون نویسنده طوری نوشته که خسته کننده هست و زیادی تعریف میکنه از چیزی و یا توصیفهای زیادی از یه موضوع و یا شخص کرده نویسنده و از زبون خود اشخاص ننوشته بیشتر خود نویسنده توضیح داده درسته موضوع رمان خوب بود اما به همین دلیلها من دو ستاره دادم چون خوشم نیومد
با سلام و خسته نباشید خدمت نویسنده محترم داستان، بنظر من کتاب بدی نبود ولی چن تا مشکل داشت اول اینکه خیلی طولانی بود زیادی کش دار شده بود، در صورتی که بنظر من نیاز به اون همه توضیح اضافه نداشت، دوم اینکه اصلا هیچ توضیحی درمورد سهراب نداده بود که عاقبتش چی شد؟
کتاب در مورد همهی شخصیتهای اول داستان توضیحی نداده بود که چه سرگذشتی داشتند، و اینکه خیلی خیلی از توصیفات استفاده شده بود به طوری که واقعا حوصله سر بر بود اگر توضیحات اضافه کتاب رو کم کنیم نهایتا 100تا150صفحه بیشتر نمیشد. در کل زیاد خوب نبود
کتاب خوبی بود. به نظرم خیلی کش دار شده بود. اول داستان درمورد مریم وسهراب بود. بعد که مریم مرد داستان پسرش رو بیان کرد. بهتر بود یه کم راجع به سهراب واتفاقاتی که براش افتاده بود مینوشت. در کل کتاب خوبی بود. توصیه میکنم بخونیدش. خسته نباشید به نویسنده گرامی
با گفتاری و نوشتاری نویسنده اصلا حال نکردم، هیچ نو کششی در ابتدای داستان وجود نداشت ادم را تشویق به خواندن ادامه داستان کنه، میتوانست داستان روان و دلنشینتری باشه، در کل جذابیت نداشت
از اول رمان که شروع کردم وادامه دادم جالب بود اما برای خوندن انرژی زیادی میگیرفت چون کل داستان طولانی بود ومن بعد از مرگ مریم منتظر بودم در مورد سهراب و خانواده مریم چیزی گفته بشه که نشد در کل کتاب خوبی بود ممنون از نویسنده
داستان قشنگ و آموزندهای بود.. توصیف احساسات و شرایط رو پسندیدم.. همینطور استفاده از واژههای ادبی و زیبا رو دوست داشتم.. البته بعضی جاها یکم زیادهروی شده بود.. تشکر از نویسنده محترم.. جزو معدود کتابهای رایگان بود که ارزش خوندن داشت
به نظر من عالی بود... درسته که خیلی توصیفات و توضیحات زیاد و خستهکنندهای داشت ولی ازاین رمانهای عاشقانه بی محتوا و مصنوعی پسر پولدار و دختر خوشگل و کل کل و عشقها و اتفاقات غیر واقعی و... خیلی بهتر بود... موفق باشید
باسلام و تشکر از نویسنده محترم رمان بسیار جذاب دلچسبی بود با همه غم انگیزیش خیلی عالی دردهای عشق و تعصبات بیجای خانواده ها را به قلم آورده بود تنها ایرادی که داشت زیاد با کلمهها بازی شده ممنون از کتابراه
کتاب خوبی بودتوصیه میکنم بخونیدش ولی واقعامنتظرادامه داستان بودم که مجیدبرای یافتن هویت خودش به اراک بره وسهراب وپیداکنه چه برسرپدرومادرمریم اومده یابرای سهراب چه اتفاقی افتاده همش مجهول موند
کلمه عالی برای این داستان کمه به تمام معنا کامل بود و لحظه لحظه داستان قابل روئت تنها چیزی که دوست داشتم در موردش نوشته شده بود سرگذشت سهراب بزدل بود، خداقوت به نویسنده بی نظیر بود داستان
داستان جالبی بود و اموزنده سختیایی که مریم و مجید تو زندگیشون کشیدن واقعا درس بزرگی بود ولیای کاش از سرنوشت سهراب هم چیزی مینوشتن کسی که باعث و بانی تمام این انفاقات بود
بسیار عالی و آموزنده بود اوایل کتاب چندان جذاب نبود ولی زمانیکه کتاب را تا انتها خواندم برایم یکی از بهترین کتابهایی بود که تا به حال خوانده بودم درود بر نویسنده توانا
سلام ممنون از نویسنده توانا کتاب خوبی بود فقط بنظر من زیاد توضیحات جانبی داشته و تاریخها باجنگ جهانی دوم هماهنگی نداشت میشود نهایت در۱۰۰صفحه نوشته ویه جورایی موضوع تکراری بود
داستان خوبی بود البته گاهی در آرایههای ادبی افراط شده بود خیلی خیلی دلممیخواست ببینم سهراب چه بلایی سرش اومد وچی شد در کل خوب بود برای نویسنده آرزوی توفیق دارم
به نظر من آقای شاه ولی خییلی به جزئیات پرداخته و جاهایی از داستان که ما دنبال ضربه اصلی واقعه هستیم با توصیف ازیاد مکانها و حال و هوا. پیرنگ مستقیم ماجرا را منحرف میکند
موضوع خیلی خوبی داشت ولی توصیف و زیاده گویی زیادی بود و حیف که سرگذشت سهراب و پدر مادر مریم رو حذف کرده بود و نیاز نبود با اینکار اینقدر صفحات کتاب زیاد میشد
کتاب داستان خوبی داشت ولی در کل توضیح اضافی زیاد داشت،، واینکه بهتربود برای یکبار هم که شده از وضعیت سهراب بعداز فراروجداشدنش از مریم مختصری نوشته میشد،
سلام عشق به نظر من کلمهی مقدسیه و این کتاب هم میتونم بگم در مورد عشق بیظیر بود دوستان عاشق توصیه میکنم شما هم این کتاب را بخونید تا قدر عشق را بهتر و بیشتر بدانینید
در بعضی جاهای داستان اغراق زیادی شده بود و داستانی که بر اساس زندگی واقعی بود بعضی جاها تخیلی میشد. اما در کل درس خوبی گرفتم از کتاب و مفهومی میرسوند خوب بود
واقعا نگارشش فوق مسخره بود. انگاربه نویسنده گفتن یه داستان نگارشی بنویس وهرچی کلمات درشت که بلدی توش بکارببر... خواست بگه منم بلدم.. حالم آدمو بهم میزد...
اول این که تعداد صفحات خیلی زیاد بود و حوصله سر بر میشد ولی در عین حال با داستان و موضوع نسبتا سادهاش گیرایی خوبی داشت
نویسنده خیلی از جملات ادبی برای بیان موقعیتهای مختلف نظیر شادیها و غمها و هیجانات استفاده کرد و البته بعضی جاها متن یک روزمرگی و زندگی روتین روزانه رو نشون میداد یا خیلی اغراق آمیز توصیفات رو انجام میداد.
و اینکه بعضی مسائل بر خلاف تصور دیگه درباره شون صحبت نشد مثلا سهراب چی شد یا مادر و پدر مریم....
کسانی که به کتابهایی با تراژدی عاشقانه علاقه دارند کتاب مناسبی هست براشون البته به شرطی که خواهان ادبیات و شیوه نگارش نویسنده محترم باشند
در کل ۳۷۰ صفحه خوشبختانه تعداد غلطهای املایی بسیار کم و در حد ۳ یا ۴ تا بود ولی باز هم به نظر من نقطه ضعف بزرگ رمان این بود که خیلی در توصیف احوالات شخصیتها تلاش میکرد که نتیجهای جز خستگی در خواننده ایجاد نمیکرد.
در کل ممنونم از قلم نویسنده که با زحمت هاشون این رمان رو به نگارش در آوردند