نقد، بررسی و نظرات کتاب جایی که عاشق بودیم - جنیفر نیون
درلبه یک برج ناقوس، زمانی که دو انسان در فکر رها کردن زندگی هستند برخوردشان باعث توقف و ایجاد یک دوستی خاص می شود... دوسش داشتم🫠 - بیشتر از همیشه احساس مرده بودن میکردم. بیدار ولی کاملا خالی بودم. من در بیداری فقط به مردن فکر میکنم. - پیش از تلاش برای خودکشی یادت باشد دستشویی بروی. - اگر زندگی همین طوری بود چه می شد؟ فقط بخش های شادی آور، بدون هیچ کدام از آن بخش های وحشتناک و حتا کمی ناخوشایند. اگر می توانستیم به سادگی بخش های بد را ببُریم و بخش های خوب را نگه داریم چی؟
این کتاب با خودکشی شروع و با خودکشی هم تموم میشه ولی مفهوم کتاب شاید فقط خودکشی نباشه مفهومی که من از این کتاب برداشت کردم این هست که میشه زندگی رو از جنبههای دیگه هم دید میشه زندگی برای فردی معنا نداشته باشه ولی همین فرد به زندگی دیگری معنا ببخشه. خوندن این کتاب خالی از لطف نیست.
خیلی خیلی کتاب خوبی بود برای من. و یکی از بززگترین نقطه قوتهایی که داشت، این بود که مسائل نوجوانان و این گروه سنی رو به شکل مسخرهای واقعی نشون داده بود. این واقعیت رو وقتی متوجه شدم که با افرادی از این گروه سنی، بدون پرده و کاملا خودمانی صحبت کردم و به حرف هاشون گوش دادم. جوری که فرد نخواد واقعیت را تٱلیف و یا بخشی از ان را بگوید.

آخرای کتاب همش فکرم مشغول این بود که گاهی ما آدما چقدر بد اطرافیانمون رو نادیده میگیریم و اصلا حواسمون نیست که این بی توجهی ممکنه به قیمت برای همیشه ازدست دادنشون تموم شه.