کتاب دنیا بدون تو یکی دو شماره تنگ است، دربردارندهی اشعار و دلنوشتههای عاشقانهای از رسول ادهمی است که در قالب طنز تلخ به رشتهی تحریر درآمده.
شعرهای این کتاب قصهگونه سروده شدهاند. نویسنده سعی کرده که با قصهدار کردن شعر مفاهیم را ملموستر شرح دهد. اشعار این کتاب با وزن قصه روایت شده؛ قصههایی که درونمایهای عاشقانه دارند. شعرهایی که در این اثر به نگارش درآمده به فضای اغراقآمیزی که تنها به معشوق نگاه دارد، اعتراض میکند.
با رسول ادهمی بیشتر آشنا شویم:
رسول ادهمی شاعری معاصر است که اشعاری دلانگیز و روح نواز به نگارش درآورده، شعرهایی که گاهی در کوتاهترین حالت ممکن و گاهی بسیار طولانی هستند و در هر دو حالت، آنچه که یک شعر باید با روح آدمی را تحت تاثیر قرار دهد در آنها دیده میشود.
ادهمی شاعر، نویسنده و بازیگر است. با توجه به اینکه کار اصلی او بازیگری و نمایشنامهنویسی میباشد اما در 12 سال گذشته مشغول به سرودن شعر هم بوده است. او علاوه بر این کتاب دو شعر دیگر به نام «پیرخواهر» و «لکلکها مادرم را بردند» را به رشتهی تحریر درآورده است.
در بخشی از کتاب دنیا بدون تو یکی دو شماره تنگ است میخوانیم:
میترسم به بهشت که آمدم
تو را با دیگران اشتباه بگیرم
از همین حالا شالی که برایت خریده بودم را سر کن
دیدی همه مانندِ تو شال دارند
گوشهای از موهایت را بباف و بیرون بریز
باز شبیه آنها بودی،
نزدیک در ورودی منتظر بمان
اگر آن جا هم شلوغ بود بیا بیرون
مرا پیدا کن
دستم را بگیر تا با هم برویم
نبودم
به جهنم سری بزن
سوختن من با همه فرق دارد
باز دیدی همه مثل هم میسوزند
برگرد برو خانه
از کمد شناسنامهی جفتمان را بردار
نه، نه همان جا در بهشت بمان
چه کاریست
خودم قبل مردن برشان میدارم
فقط خدا کند کرمهای گور به گور شده
برای شام هوس کاغذ نکنند.
بله

















