کتاب وصلههای یک رویا شامل مجموعه سرودههای شاعر معاصر، احسان فریدونی است که با بیانی زیبا و دلچسب اما تلخ شما را به جهانی متفاوت خواهد برد.
آدمها همیشه درگیر خیالات و اوهام میشوند و از نقطهای خیالات قدم به قدم شکل حقیقت میگیرند و در ذهن آدم میلولند و با زبان احساس روی کاغذ مینشینند. خیالات نوعی شعرند و تراوش ذهن هر چه باشد شیرین است. از درون آدمها روح خدا میجوشد و غیر از زیبایی چه میتوان انتظار داشت از درون انسان.
تمام شعرها و نوشتههای این کتاب شاید وصلهها و تکه پارههایی از رویایی زودگذر باشد که احسان فریدونی با آن لباسی دوخته در قالب این کتاب، تا شاید ساعتی تن چشمهایتان کنید و لحظهای آرام بگیرید.
در بخشی از کتاب وصلههای یک رویا میخوانیم:
نوشیدن چای داغ وسط سرمای زمستان...
بوی فوقالعادهی خاک بعد از نم باران...
قدم زدن میان یک باغ پر از گل...
خیره شدن به غروب آفتاب...
دراز کشیدن روی شنهای گرم ساحل...
راه رفتن روی برگهای پاییزی...
گوش دادن به آواز پرندگان دم صبح...
من همه را امتحان کردم...
فایدهای ندارد...
هیچکدام تو نمیشود...
بله

















