اول داستان خیلی جالب نبود ولی رفته رفته جالب شد من این داستان رو دوست داشتم اگه به عمق این داستان توجه کرد میشه چیزای خیلی زیادی یاد گرفت مثلا فریب هر کسی نخوریم به همه کس اعتماد نکنیم قدر خانه و خانواده مون رو بدونیم و به جنایتهای دشمن پیببریم که برای نابودی کشورمون حتی یه سازمان درست کردن که توش همه کاری انجام میدن و اینکه همیشه اگه یه اشتباهی کردیم حتما یه راه برگشتی هست فقط باید خوب فکر کرد و همهی جوانب رو سنجید.
خیلی رمان خوبی است. از قسمتی که سوگند در سازمان بود خیلی خوشم امد. ولی مشکلی که فکر کنم فقط من را ازار میده اینکه اخر داستان همون نقشی که خیلی دوستش داشتم با جواب نهی سوگند روبه رو میشه. با اینکه مهران برای سوگند کارهای زیادی کرده بود. با انکه سوگند دوباره سر و سامون میگیره و بقیه همینش براشون مهمه. ولی من دلم میخواست اخر داستان همهی شخصیتها به زندگی خوششون برسن ولی مهران این طور نبود و من اخر داستان از سوگند کمی احساس تنفر کردم. ولی بازم داستان عالی بود من در ۳ روز تمام ان را خواندم. حتما بخونیدش
چند هفته پیش رمان دیگهای رو هم به نام تیامدا از این نویسنده عزیزمون مطالعه کردم، برخلاف داستان قبلی این داستان خوب شروع شد و خوب هم ادامه پیدا کرد، البته به نظرم تا جایی که شخصیت سوگند در ایران حضور داشت و زندگیش دچار دگرگونی شده بود، هرچند که همون هم تا حد زیادی غیرواقعی بود، بعد از اون داستان کامل وارد فاز تخیل و توهم شد و به شکلی سروهمبندی شده ادامه پیدا کرد.
فکر میکنم نویسنده سعی داره تا حد زیادی داستانهای خودش رو غنای فرهنگی و ارزشی بده که به نظرم اینقدر تلاش برای ایرانیزه کردن داستانها اون هم داستانهایی که عمدتا در محیطی غیرایرانی شکل میگیره تا حد زیادی خیالی و احساساتی هست.
بهرحال با همه این تفاسیر آرزوی موفقیت برای این نویسنده جوان کشورمون دارم.
داستان قشنگی بود من که دوست داشتم فقط سیما که صورتش اسید ریخته بود خواستگارش گفت دختر قشنگیه یا اینکه اونم جراحی پلاستیک انجام داده بود فقط ای کاش آخرش یه ذره طولانی میشد احساس کردم آخرش زود جمع بندی شد چون میخواستم تکلیف اون دو نفر هم مشخص میشد خودتون میدونید کیو میگم😉ولی در کل لذت بردم از نویسنده متشکرم
به نظر من رمان قشنگی بود؛ درسته بعضی قسمتهاش دور از ذهن بود، اما همین که هیچ کلیشهای مثل رمانهای زرد الان دیده نشد خیلی خوب بود، واقعا لذب بردم.
امیدوارم بقیه نویسندههای عزیز هم با نوشتن متنها و رمانهای مبتذل و ناپسندِ امروزی سطح ارزش این هنر زیبا و دلپذیر رو پایین نیارن.
قلم نویسندهِ عزیز، پایدار.
با تشکر از نویسنده عزیز و کتابراه … اوایل کتاب بهتر بود، وقتی که اومدن ایران اتفاقات خیلی سریع بود. و بعضی از این اتفاقات واقعا دور از واقعیت بود. واسه یکبار خوندن و آشنایی با نویسنده عزیز خوبه.
رمان خوبی بود یکی دیگه از رمان معصوم ترکان رو خوندم واقعا نویسندهی خوبی هستین تشکر میکنم که این رمان رو نوشتین ولی دختری که دربارش نوشتین شخصییتش جالب بود ولی عالی بود دستتون درد نکنه
به نظر من، رمان بسیار زیبای خورشید سیاه، ارزش خواندن و وقت گذاشتن را دارد! چرا که قلمش بینظیر است و موضوع بسیار جذاب و تازهای دارد. پیشنهاد میکنم حتما مطالعه کنید.
کتاب جالبی بود ولی به نظر من بعضی قستهاش دور از واقعیت وبه تخیل نزدیک بود اما همینکه آخرش به خیر وخوشی تمومشد خوب بود با تشکر ازکتابراه وآرزوی موفقیت برای نویسنده محترم
خیلی رمان خوبی است. از قسمتی که سوگند در سازمان بود خیلی خوشم امد. ولی مشکلی که فکر کنم فقط من را ازار میده اینکه اخر داستان همون نقشی که خیلی دوستش داشتم با جواب نهی سوگند روبه رو میشه. با اینکه مهران برای سوگند کارهای زیادی کرده بود. با انکه سوگند دوباره سر و سامون میگیره و بقیه همینش براشون مهمه. ولی من دلم میخواست اخر داستان همهی شخصیتها به زندگی خوششون برسن ولی مهران این طور نبود و من اخر داستان از سوگند کمی احساس تنفر کردم. ولی بازم داستان عالی بود من در ۳ روز تمام ان را خواندم. حتما بخونیدش