کتاب یک چمدان خاطره 2 گزیدهای از خاطرات سولماز اصل دینی در سفر به کشورهای مختلفی نظیر مالدیو، لهستان، اتریش، جمهوری چک، مجارستان، آفریقای جنوبی و... است که با زبانی ساده و روان نوشته شدهاند.
سولماز اصل دینی از دوران کودکی علاقه بسیاری به سفر داشته و تا به حال سفرهای گوناگونی را تجربه کرده است. به عقیده او از وقتی که آغاز به نوشتن کرده، سفرهایش جهتدارتر، سودمندتر و دلپذیرتر شدهاند. سر کار خانم اصل دینی در حقیقت بعد از سفرش به کشور ایتالیا و به اصرار جناب خوشطینت که راهنمایش در این سفر بوده آغاز به نوشتن خاطراتش کرده است.
حال و هوای کشور ایتالیا، این کشور رویایی و اصرارهای شدید آقای خوشطینت سبب شد تا با گذشت زمان ثبت خاطرات برای سولماز اصل دینی به صورت عادتی دلنشین و لذتی غیر قابل توصیف در آید، زیرا که ثبت خاطرات چنان حس و حال سفر را برایش زنده میکند که گویی همهی آن لحظهها را مجددا زندگی کرده است.
در بخشی از کتاب یک چمدان خاطره 2 میخوانیم:
صبحانه را خوردیم و راهی شدیم، هنوز با همسفرانمان زیاد آشنا نبودیم، دیروز هر کسی دنبال کار خود بود و برنامهای دسته جمعی نداشتیم، اما امروز همه دور هم عازم دیدار از شهر زیبای ورشو بودیم، نخستین مسیر توقف پارک زیبای واژینکی (پارک آب) بود علت نامگذاری این پارک به این نام این است که چشمههای آب معدنی فراوانی در آن است. کاخی درون این پارک است که در گذشته کاخ ریاست جمهوری این شهر به حساب میآمده به نام کاخ بِلوِدِره. وجه تسمیهی این کاخ شور و شعفی است که معشوقهی پادشاه که در این کاخ زندگی میکرده با دیدن دورنمای زیبای پارک از خود نشان میداده، به شکل کلمهی «بلودره» یعنی چه کاخ زیبایی!!!
امروزه این کاخ به شکل موزه مورد استفاده قرار میگیرد، همینطور گویا بخشی از آن به پذیرایی از مهمانان خارجی اختصاص دارد. در، ورودی این پارک زیبا مجسمهای عظیم وجود دارد از یک قهرمان لهستانی به نام بروفسکی که میگویند تأثیرات شگرفی در استقلال کشور لهستان در جنگ جهانی اول داشته، همینطور در توسعهی کشور و کمک به مردم بیچاره! این قهرمان ملی در سال 1935 بدلیل بیماری سرطان جان خود را از دست داد و در کراکف دفن شد میگویند با اینکه دشمن سر سخت هیتلر بود و آرزوی نابودی او را داشت با اینحال وقتی در سال 1939 هیتلر لهستان را گرفت بر سر مزار او به عنوان یک قهرمان ملی حاضر شد!
بله


















