جلد کتاب کتاب نان و آفتابپشت جلد کتاب کتاب نان و آفتاب
۳۳۰,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب نان و آفتابپشت جلد کتاب کتاب نان و آفتاب
کتاب الکترونیک
236 صفحه
EPUB
انتشارات سوره مهر

برای شنیدن کتاب نان و آفتاب و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب نان و آفتاب

کتاب نان و آفتاب به کوشش خسرو باباخانی و رقیه سادات صفوی، مجموعه‌ای از داستان‌های کوتاه نوشته نویسنده‌های مختلف با زبانی ساده و روان است. این داستان‌ها حال و هوای جنگ و روزهای انقلاب را با خود دارند و سختی‌هایی که در آن دوران بر مردم تحمیل شده را به تصویر می‌کشند. این کتاب برگزیده هفتمین جایزه امیرحسین فردی است.

در بخشی از کتاب نان و آفتاب می‌خوانیم:

در را که کسی محکم به صدا درآورد، آن‌گاه اشک از چشمانم چکید. او رفته بود. ترسیده بود همچون من. هرچه می‌گفتم بیا نترس، کنارت هستم نیامد، فضا برایش سنگین بود! بگذار راحت باشد، آرام باشد، این‌ها را همان من به خودم می‌گفت. تا بجنبم و بروم در را باز کنم در باز شد. چه کسی هم آمده بود! اَه اَه. سلام کرد. هنوز عادت به ساکت بودنم نکرده بود بیچاره! نه اینکه از این بابت رنجیده می‌شد و افسرده! دلم سوخت! او رفت داخل اتاق و لای در غرغرکنان می‌گفت: «باز هم دیوانه شده، نمی‌دانم دیوانه است یا خود را این‌طور نشان می‌دهد. بیا داخل. هنوز تشخیص نمی‌دهی فصل بهار فصلی دیگر است، حقتان است همیشه برایتان زمستان باشد. بسوزید از سرما.» همین‌طور گفت و رفت داخل. من هم حرف گوش‌کنان اما خشمگین دستوری که داد را اجرا کردم. خب او ناسلامتی ساواکی بود، باید از این حرف‌ها می‌زد، اگر نمی‌زد جای تعجب داشت! باید از مُرد مردم حرف می‌زد، انسان که نبودند!

غذایش را روی میز از قبل آماده کرده بودم. تا وقتی می‌آید مجبور نشوم داخل آشپزخانه غرغرش را بشنوم و قیافۀ زشتش را ببینم. رفتم لب طاقچه. کنار پنجره نشستم. حس می‌کردم که چه می‌کند. سرش را از آشپزخانه آورد بیرون و گفت: «عاشق شده‌ای بی‌ناموس؟!»

چقدر چندشم شد از حرفش. اولین بار بود که به خود جرئت داد این لفظ زشت را به من بچسباند. دلم آن‌قدر سیر بود که حوصلۀ ریختن این جملات را در دلم نداشتم. پا شدم، رفتم آشپزخانه. کمی خشمگین نگاهش کردم. بشقاب غذایش را برداشتم و محکم پرت کردم روی زمین. عصبانی بلند شد، چانه‌ام را گرفت و چسباند به ستون.

احمق بی‌شعور، بی‌ناموسی دیگه، شب‌ها تو حیاط می‌پلکی، بعدش روی طاقچه روزۀ سکوت هم می‌گیری، یه بار دیگه از این ولخرجی‌ها از خودت نشون بدی، خودم آدمت می‌کنم. فهمیدی؟

فهرست مطالب کتاب

اسد
خوشگل موشرابی
هارباد
من زندانی 404 هستم...
نان و آفتاب
فرمیسک
بی اختیاری
2190
خوان سالار
خلعت
ته دیگ
تفنگ خیانت
انقلاب کرمعلی
ساعت یک ربع به چهار

مشخصات کتاب الکترونیک

نام کتابکتاب نان و آفتاب
نویسندهخسرو باباخانی، رقیه سادات صفوی
ناشر چاپیانتشارات سوره مهر
سال انتشار۱۳۹۶
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات236
زبانفارسی
شابک978-600-03-0662-5
قیمت کتاب الکترونیک
۳۳۰,۰۰۰ تومان

موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان انقلابی

کتاب نان و آفتاب بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات سوره مهر در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

خسرو باباخانی نویسنده کتاب نان و آفتاب

خسرو باباخانی

۱۰ شهریور ۱۳۳۸ - ایرانی

خسرو باباخانی یکی از نویسندگان ادبیات کودک و نوجوان است که سابقه‌ی همکاری با نشریاتی مانند کیهان بچه‌ها، سروش نوجوان و سوره را دارد. بسیاری از کتاب‌های خسرو باباخانی مانند «مروارید» و «بر فراز گندمزار» از دل خاطرات دوران کودکی و نوجوانی‌اش بیرون آمده است.

نقد، بررسی و نظرات کتاب نان و آفتاب

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟