پدرام حکیم زاده در کتاب پرترههای خلاقانه، نمادهای چهره انسان را به صورت جزء به جزء واکاوی کرده و سپس 50 تصویر پرتره در اختیار شما قرار میدهد.
در بخشی از کتاب پرترههای خلاقانه میخوانیم:
در نگرش عرفانی ایرانی جایگاه خروج کلام معشوق و نفس رحمانی است. نزد شیخ محمد لاهیجی به تجلی جلالی در صور حجابی جسمانی اشاره دارد. در بسیاری از نقاشیها و تندیسها و حتی شعرها، همواره کوچک و بسته است که دلالت به آثار سکوت، تمعن و تفکر در شخصیت مورد نظر است.
در خط شدم ز لعل لبت تا دهان تو / از قفل لعل چون در در خوشاب بست. (عطار)
در ضرب المثل؛ «به دهان کسی نگاه کردن» یعنی حرف کسی را راهنمای عقل و فکر خود نمودن، استفاده از حرف دیگری کردن است. همچنین «لب بود که دندان آمده»: پدری باید کوشیده باشد تا فرزند کار آمدی به وجود آید. محصول باغ ثمره دلسوزی و مراقبت باغبان است. لب آویزان شدن:
مأیوس و نا امید گشتن، به منظور و مقصود خود دست نیافتن، بسیار خسته شدن و از رمق افتادن. زیر الب: کنایه از آهسته و پوشیده سخن گفتن.
شاخصترین ترکیبات کاربردی در ادبیات ایران:
آب دهان: پاد زهر، نیروی درمان بخش، سرزنش و ملامت. همچنین کنایه از آرزوی دل است.
آب دهان انداختن: نماد تحقیر و نفرت به چیزی میباشد.
آب دهان خوردن: کنایه از تحمل کردن است.
پنبه دهان: کنایه از کم گوی، چراغ
پنبه دهانی به زبان دراز / با همه کس گرم سر و سوز و ساز (امیر خسرو)
نکن لب: با تشک لب؛ نازک لب (دهخدا).
در گلستان لطافت چو گل نو خیزش / تنک اندام و تنک پوش و تنک لب نگزید (امیر خسرو).
تنگ دهان: کنایه از معشوق، دارای دهانی کوچک و زیبا
با تو خو کردم و خو باز همی باید کرد / از توای تند خوی سنگ دل تنگ دهان (فرخی).
دهان تنگ: دهان تنگ شیرینش مگر ملک سلیمان است / که نقش خاتم لعلش جهان زیر نگین دارد (حافظ).
بله






















