مجله سینما و ادبیات - شماره 77، منتشر شد. راوی گروتسک معاصر، سقراط سینما، نوشتن در عصر خودکامگی جهانی و آیا سینمای اجتماعی ایران به بنبست رسیده است، از جمله عناوینی هستند که در این شماره از مجله میخوانید.
بخش سینهفیل در این شماره سراغ ژان دوشه، یکی از اصیلترین سینهفیلهای جهان رفته است. کسی که به او لقب سقراط سینما دادهاند. اما چرا ژان دوشه؟ چون آنچنان که «باید» او را در ایران نخوانده و نشناختهایم. «اما این باید از کجا میآید؟ از نقش و اثر دوشه در سینما و ادبیات سینمایی فرانسه و حتی جهان.» اثری که از آنچه در ایران به عنوان «نقد» میشناسیم برنمیآید زیرا «نقد، هنر دوستداشتن» است.
آیا سینمای اجتماعی ایران به بنبست رسیده است؟ نسبت سینمای اجتماعی ما با واقعیتهای اجتماعی چگونه تعریف میشود؟ چرا سینمای اجتماعی امروز ایران چنگی به دل مخاطب نمیزند، او را شگفتزده نمیکند و حتی مخاطب این نوع سینما به نوعی اطلاعات بیشتری از وقایع و حوادث اجتماعی دارد و گویی جلوتر از فیلمساز است. سینمای اجتماعی قرار است مسائل، مشکلات و معضلات اجتماعی را نشان دهد و در فرم و ساختار و قالبهای اجرایی تجربههای جدیدی را در برابر مخاطب به نمایش بگذارد. سینمای واقعگرای ایران که در دورههایی بسیار قدرتمند و تاثیرگذار ظاهر شده به قول ابوالحسن داودی در میزگرد همین شماره عملاً شمهای از واقعگرایی را دارد و بیشتر منظر سیاسی دارد، نه منظر اجتماعی. صحبتهای ابوالحسن داودی، رسول صدرعاملی، مازیار میری در بخش سینمای ایران در این شماره تحلیلی دقیق از وضعیت سینمای اجتماعی ایران به دست میدهد.
بله










