«صدیق» (با نام اصلی «زادیگ» یا «کتاب سرنوشت») داستانی فلسفی از فرانسوا ولتر است که نخستین بار در سال ۱۷۴۷ با عنوان «ممنون» منتشر شد و در سال ۱۷۴۸ با گسترش به نام کنونی بازنشر گردید. این اثر، زندگی فیلسوفی به نام صدیق را روایت می کند که در بابل باستان زندگی می کند و در جستجوی حقیقت و خوشبختی است. نقد و بررسی: شخصیت پردازی: ولتر با خلق شخصیت صدیق، فردی خردمند و جستجوگر، توانسته است نمایانگر انسانی باشد که در مواجهه با چالش های زندگی، به دنبال درک عمیق تری از جهان است. مضامین فلسفی: داستان به موضوعاتی همچون سرنوشت، عدالت، عشق و فضیلت می پردازد و از طریق ماجراهای صدیق، نقدی بر نابرابری ها و بی عدالتی های اجتماعی زمانه ارائه می دهد. سبک نوشتاری: نثر ولتر در این اثر ساده و روان است، اما در پس این سادگی، لایه های عمیقی از معنا و تفکر نهفته است که خواننده را به تأمل وامی دارد. نقاط قوت: داستان پردازی جذاب: ماجراهای متنوع و غیرمنتظره صدیق، خواننده را تا پایان با خود همراه می کند. پیام های اخلاقی: ولتر با استفاده از طنز و کنایه، نقدهای اجتماعی و فلسفی خود را به شکلی هنرمندانه بیان می کند. نقاط ضعف: عدم دقت تاریخی: ولتر در این داستان چندان به دقت تاریخی و جغرافیایی پایبند نبوده و بیشتر به مسائل زمان خود پرداخته است. جمع بندی: «صدیق» اثری است که با ترکیب داستانی سرگرم کننده و مفاهیم عمیق فلسفی، همچنان پس از گذشت قرن ها، جذابیت خود را حفظ کرده است. این کتاب نه تنها خواننده را سرگرم می کند، بلکه او را به تفکر درباره مسائل اساسی زندگی و جامعه فرامی خواند.
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت مترجم محترم
کتاب خوب و محتواش آموزنده بود که فراز و نشیبهای زندگی رو برای ما بازگو کرد، ولی یه نکته خنده دار توی قسمتی از داستان دیدم، اینکه اون زمان فوتبال ابداع نشده بود و فوتبال ۱۲۸ سال قدمت داره و به شکل امروزی و این اسم یه اسم جدیده.
البته در گذشته خیلی دور در مصر، چین و یونان نوعی بازی وجود داشته که شبیه فوتبال امروزی بوده که بازی یونانی خیلی شباهت بیشتری به فوتبال امروزی داشته که "اسپیشکیروز" نام داشته، در کل فوتبال سال ۱۸۹۴ در برزیل شروع شد.
کاش در اینجا واژه فوتبال رو بکار نمیبردید و اسم مربوط به اون زمان رو مینوشتین و اصطلاح امروزی رو داخل پرانتز برای فهم خواننده بکار میبردید.
با تشکر
صدیق می تواند من وتو و دیگرانسانهای روی کره زمین باشیم، اماانتخاب همه ما نخواهدبود حقیقتأبرروی زمین اگریک صدیق باشدکسان دیگری هم قراردارند از شاه وملکه یک کشورتا وزیر و قاضی و نگهبان و خادم و آشپز و دانشمند و جانی وحسودوغیره پس انتخاب با خودمان است که کدام شخصیت رابرگزینیم. داستان صدیق از استان های پرمعنی و تربیت گرمردمان پارسی است که درعین سادگی روایت کننده زندگی مردم روزگاران گذشته بوده. حتمأپیشنهاددانلودوخواندن آن رابه شمامی کنم کههم بخوانیدوهم به کارببرید، خواندن آن بسیار لذت بخش بوده وشماراترغیب به ادامه دادن در خواندن کتاب خواهدکرد. تنها نکته که می ماند حتمامقدمه کتاب راهم بخوانیدواآن نگذارید.
سلامی به زیبایی وجودتان
از این کتاب بیشتر از یک کتاب است. واقعا تا حدود زیادی زندگی آدمی را تغییر میدهد. من از این کتاب الهام گرفتم چون صدیق واقعا آدم صبوری در حیطهی زندگیاش بود من بیشتر از بخش اولش که سک و اسب سلطنتی را با این رد و نشان گفت دوست داشتم و همچنین قسمت آخر که به معشوقهاش عشتروت رسید و آن درسهایی که فرشته به صدیق یاد داد رو دوست داشتم
خیلی ممنون بابت کتابهای خوب کتابراه
سلام امید وارم که حال تون با کتاب های که می خوانید خوب باشه کتاب در واقع در مورد رابطه ملکه و صدیق هست که به هم وفا دار می مانند اما زن های قبلی صدیق هیچ کدام وفا دار نبودندکتاب قدیمیه اما شاید بگم تا حد زیادی در رابطه با عشق های امروزی هم صحبت می کنه که سیاست خانوم ها در این قرن از اون دوران بدترهاما این کتاب تا حد خیلی زیادی به انسان امید میدهامید وارم که شما هم بخونید
نظرات مثبت بسیار زیادی درباره این کتاب وجود دارد. برای من اما بیشتر یک داستان معمولی بود که نه انچنان طنزی که از آن شنیده بودم در آن یافتم، نه داستان آنچنان شگفت انگیز بود که من رو جذب کنه. سرعت اتفاق افتادن مسایل و حل شدن سریع اونها هم برای من جالب نبود! اما قسمتهایی از اون نگاه فلسفی داشت که قابل تامل بود.
ولتر در این اثر به نقد جامعه و شرایط اجتماعی زمان خود می پردازد و با زبانی شیوا و طنزآمیز به مسائل انسانی، دینی و فلسفی می نگرد. او شخصیت های داستان را به خوبی طراحی کرده و از طریق دیالوگ ها و کنش ها، نظرات خود را درباره آزادی، عدالت و علم بیان می کند و به بررسی موضوعاتی چون سخاوت، سرنوشت و معیارهای اخلاقی می پردازد.
یکی از زیباترین کتابهایی که خوندم... فضای قدیمی و جذاب، نگارش بسیار زیبای کتاب و داستانی که آدم رو به دنبال خودش میکشونه از نقاط قوت این کتاب هست.
من رمانها و داستانهای کلاسیک و قدیمی رو دوست دارم اما این یکی چیز دیگهای بود. چون هم در یه کشور باستانی روایت میشه و هم در زمانی که کمتر ماجرایی ازش به دستمون رسیده.
کتاب مثل رمان کاندید میماند؛ جذاب با قلمی ساده و روان که بنظر یک نقدی به آن وارد است، اتفاقات در این داستان بصورت قابل پیش بینی رخ میدهد و سرانجام خوشی فراتر از تصور دارد اما در کل سرگرم کننده و قابل قبول است، پبشنهاد میکنم قبل از مطالعه این کتاب گوشه چشمی به کتاب کاندید بیاندازید...
صدیق داستانی پارسی دارد همین باعث ترغیب من شد تا بپردازم کتاب تقدیم به سعدی تقدیم شده است. نویسنده علاوه بر نویسندگی فیلسوف هم هست روایت داستان در بابل میگذرد داستانی رسا و زیبا و کشمکش بسیار ارزش خواندن را دارد موضوع تاریخ و جغرافیا نیست فلسفه و فلسفه است
استفاده کنید
کتاب جذاب بود و تا اخر داستان میکشوندت یه حسن دیگه م که بر اساس وقایع تاریخی دوره خودش و حال و هوای اون زمانه خوبیش اینه شما هم داستان میخونید لذت نیبرید و سرگرم میشید هم درباره تاریخ کشورها و فرهنگها به دانش میرسید. ممنون از کتابراه و بخصوص دکتر هاشمی گرانقدر
اگر کتاب کاندید از ولتر را خونده باشین بیشتر با این کتاب ارتباط برقرار میکنید. کتاب ظاهرا حکایتهای سادهای از مشرق زمین رو روایت میکنه. اما دیدگاه فلسفی ولتر پشتشه. علاقه ولتر به سعدی و تقدیم این اثر به شاعر بزرگ ایران زمین بسی جای خرسندی داره
داستانی افسانهای و سرگرم کننده کمی هم فلسفی بود چون در جغرافیای خاورمیانه اتفاق افتاده برای ما کمی حالت کلیشهای دارد و پایان داستان تقریبا قابل پیش بینی هست، کتاب کاندیدا یا خوشبختی شاید بشه گفت اثر قویتری نسبت به این هست
این کتاب تاریخ و جوری روایت میکنه که احساس میکنی قصه یه جاهایی رها شده نمی تونی خوب با قصه همراه بشی مثل هواپیمایی که در حال پرواز یهو موتورش خاموش میشه انگار نویسنده تکه هایی از داستان و عمدا جدا کرده و جا انداخته
ولتر در این کتاب آنچنان به موضوعات تاریخی و جغرافیایی داستانش پایبند نیست و مشکلات صدیق در واقع مسائل زمان خود ولتر را بازگو میکند. این کتاب با بهرهگیری از داستانی فارسی به اساس فلسفی زندگی انسانها اشاره
بسیار زیبا و روان نوشته شده بود و بعضا آرایههای ادبی خوبی بکار رفته بود فقط یک سوال...
چرا سعی شده بود صدیق و ملکه بیگناه جلوه داده بشند؟ مگه خیانت به همسر گناه نیست؟ مگه عاشق یک زن همسر دار شدن گناه نیست؟
ترجمه کتاب رو دوست داشتم. حس نمیکردم نویسنده فرانسوی اون رو نوشته مثل این بود که متنی از عبید زاکانی یا سعدی رو میخونم. نکات فلسفی داستان خیلی جذابیتی برام نداشت راستش، بیشتر مجذوب سبک نگارش شدم
متن خوب و ترجمه روان اما داستانها چند تا اقتباس از داستانهای قدیمی بود مثل ملاقات حضرت موسی و خضر نبی که اینجا شده ملاقات صدیق و راهب معتکف که همون فرشته جسراد باشه.
کتاب بسیار زیبایی هست و به شدت حال و هوای داستانهای شرقی رو داشت به صورتی که اگه اسم نویسنده نبود فکر میکردی که نویسنده اهل اسیا هست به شدت کتاب جالبی هست توصیه میکنم حتما بخونید
فکر کردم دارم هزار و یک شب میخونم یه چیزایی از دست نویسنده در رفتیه جا صدیق یکتا درسته در جاهای دیگه الهه پرست اما فضا سازی نثر و توصیفات واقعا شبیه هزار و یک شب بود
یک کتابی زیبا با محتوایی اموزنده در مورد زندگی من که واقعا از خواندن این کتاب لذت بردم همچنین متشکرم از اقای تورج هاشمی بابت ترجمه خوبشون... با تشکر از کتابراه♡♡