کتاب شناخت دشمن: رهبران، اطلاعات و ارزیابی مقاصد در روابط بین الملل نوشته کرن یارهی میلو، به بررسی دیدگاههای رهبران در کشورهای مختلف، تحلیل اطلاعات و سنجش اهداف آنها در روابط خارجیشان میپردازد. این کتاب همچنین به شکافهای موجود در منابع فعلی از طریق پیشبرد و آزمایش چارچوبی که آن را تز گزینشی عام مینامند، میپردازد.
همواره این سوال مطرح بوده که سیاستگذاران، اهداف دشمنان خود را از چه طریق درک میکنند، این امری مهم و بنیادی در روابط بینالملل و امور جهان است. مطمئناً رهبران کشورها از انگیزه و دیگر کارهای سیاستگذاران دیگر کشورها به طور کامل آگاه نیستند اما این به معنای عدم توانایی آنان در به دست آوردن اطلاعاتی درباره اهداف و تصمیمهای دشمنانشان نیست.
کتاب شناخت دشمن (Knowing the Adversary) نشان میدهد که شماری از سیاستگذاران از نتایج قضاوتهای تصمیمگیرندگان دیگر کشورها تأثیر میپذیرند و نشانگرهای آنها معتبر فرض میشوند. تصمیمگیرندگان به نتایجی در مورد اهداف دشمن میرسند، منطقی که توسط آنها در شرح ارزیابیهای خود به دیگران ارائه خواهد شد و سیاستهای خارجی مورد انتخاب آنها در پیچیدگی و تنوع این پدیده به نمایش درمیآید که کرن یارهی میلو (Keren Yarhi-Milo) همه این موارد را در سه دوره تاریخی متفاوت در این کتاب بررسی کرده است.
در بخشی از کتاب شناخت دشمن میخوانیم:
در 28 می 1937، چمبرلین پس از بالدوین به نخستوزیری رسید. تقریباً همزمان هندرسون جایگزین فیپس به عنوان سفیر انگلیس در برلین شد. باور هندرسون به صداقت اهداف اعلام شده آلمان، تمایل به پذیرش ادعاهای اراضی اعلام شده توسط نازیها در دهه 1930، توافق سر موفقیت سیاست باجدهی و روابط شخصی قوی با مقامات آلمانی به سرعت او را تبدیل به سفیر مورد اعتماد چمبرلین کرد اما همچنین هدف تمسخر و انتقاد وزارت خارجه قرار گرفت. در این زمان گزارشهای آشفتهسازی به وزارت خارجه در ارتباط و مقاصد هیتلر در بهرهبرداری از احتمال جنگ بین ایتالیا و انگلیس برای تصرف چکسلواکی، اتریش و مجارستان میرسید. همانگونه که سار میگوید: «در مورد جاده قدیم شرق - بغداد دوباره صحبت میشد.» بعضی مقامات در مورد صحت این گزارشها پرسش میکردند. هندرسون در ابتدای جولای گفت که او «واقعیت مقاصد خصمانه آلمان علیه بریتانیای کبیر را باور نمیکند مگر اینکه از توافق دریایی عدول کند». هندرسون در ادامه افزود: «چنین گامی به طور کاملاً قطعی مقاصد نهایی (آلمان) را آشکار میسازد. در غیر این صورت، با وجود آن نباید با آن روبهرو شویم و به آن اعتماد کنیم.»
بله




















