کتاب عاشقی گناه یک زن نوشتهی زهرا ناصح به زندگی عاشقانهی دختری خودساخته به نام الهه میپردازد و نویسنده با استفاده از بستری اجتماعی شرایط زنان ایرانی در خانه و جامعه را بررسی میکند. این رمان عاشقانه یکی از پرفروشترین آثار عاشقانه در سالهای اخیر است.
الهه دختری جوان و خودساخته است که در تهران بزرگ شده اما به گیلان و روستای پدری علاقه زیادی دارد و از هر فرصتی برای رفتن به آنجا استفاده میکند و رابطهی نزدیکی با پدربرزگ خود دارد و او را الگوی خود قرار داده است. الهه در این روستا خواستگار سمجی به نام سیاوش دارد که به هیچ وجه حاضر به ازدواج با او نیست و به همه میگوید که دوست دارد تا پایان عمر تنها و مستقل بماند اما... .
در بخشی از کتاب عاشقی گناه یک زن میخوانیم:
اسمش الهه بود. چشمهایش مملو بود از نیروی مثبت جوانی. یک دختر زیبای ایرانی، پاک و نجیب. ساده با آرزوهای بزرگ و علیرغم این سادگی، ذهنی پیچیده و پر از سوال جورواجور. پرانرژی. تحرکش هیچوقت پایانی نداشت، در سکون و خموشی احساس خفگی میکرد. اندوخته و تجربهاش در زندگی و در این جهان به این بزرگی مطالعه و دنیایش کتاب بود. گهگاه به طبعاش شعری میگفت و با ذوق ذهنی با آن سروده پرواز. عاشق آموختن بود و برای این عشق و علاقه هیچ حد و حصری نداشت. به خاطر استعدادش مورد تشویق خیلی از دبیرهایش بود و مابین دوستان جایگاه خاصی داشت.
چشمهای قهوهای روشنش، پوست مهتابی و موهای خرمائیش در دل همه مینشست. به شیوه دخترکان موهای بلند و مخملیاش را میبافت و روبان سر موهایش، تنها تزئین سر و صورتش بود. آنقدر ساده و زیبا بود که گاهی دوستانش او را الههناز صدا میزدند.
تازه دیپملش را گرفته بود و برای تعطیلات تابستانی همراه پدر و مادر و شش خواهرش راهی زادگاه پدر و مادریش، گیلان شده بود. با اینکه در تهران به دنیا آمده و آنجا بزرگ شده بود اما هر فرصتی مییافت به گیلان میرفت. روحش عجیب عجین این آب و خاک شده بود و وجودش مشتاقانه فرهنگ مادری را میطلبید. عاشقانه این خاک را دوست داشت و حاضر بود برایش جان بدهد.
بله
















