کتاب جنگ هویتی نوشتهی فتح الله کلانتری با اشاره به تعارضهای هویتی میان قومیتها به نقش تعارضات اینچنینی در شکلگیری جنگها میپردازد و در بخشی دیگر، انواع جنگ هویتی و تبعات از بین رفتن وفاق و هویت ملیِ کشوری همچون ایران را توضیح میدهد.
جنگ همواره یکی از مسائلی بوده که متغیرهای موجود در یک جامعه را دستخوش تغییرات اساسی میکند. هویت جوامع نیز به همین اندازه مهم هستند و به دلیل سابقهی دیرینهای که برخی جوامع دارند هویت آنها هم میتواند بسیار پیچیده باشد. با توجه به تغییراتی که در عصر حاضر صورت گرفته است، جنگ هویتی نقش پررنگتری در مشکلات میان کشورها پیدا کرده است و در گذشته مقام معظم رهبری نیز هشدارهایی در رابطه با این مسئله داده بودند. فتح الله کلانتری نیز در کتاب جنگ هویتی با تکیه بر رهنمودهای رهبری پژوهشی در این خصوص ارائه کرده است. نویسنده کتاب را با توضیح مفاهیم اصلی و مهم آغاز میکند و شما را با هویت و اهمیت آن آشنا میسازد و پس از آن به چالشهای میان ایران و جوامع غربی میپردازد.
در بخشی از کتاب جنگ هویتی میخوانیم:
با گذشت زمان در تاریخ اسلام مکاتب فکری متنوعی پدید آمد و سبب تشکیل مذاهب فقهی و عقیدتی در میان مسلمانان گشت. البته همیشه تنوع فقهی و فکری مستلزم بروز اختلاف و ایجاد تفرقه نیست، بلکه در مراحل اولیه تشکیل این مذاهب در دوران طلایی تاریخ امت اسلامی، نه تنها تعدد آرا سبب تفرقه نبود بلکه فضایی فراهم کرد برای غنیسازی فقه اسلامی و بهرهگیری از آراء و دیگر نظرات. به ویژه ائمه مذاهب که با یکدیگر ارتباط و تعامل داشتند، حتی اگر دلایل طرف دیگر را منطقی میدیدند، دست از رأی و نظر خویش میکشیدند. بدین گونه با ظهور مکاتب فکری و جریانهای فقهی مختلف، دستاورد بزرگی در زمینه فقه و اندیشه اسلامی نصیب مسلمانان گشت.
شیخ محمد ابوزهره در این باره مینویسد: این اختلاف استعدادها را شکوفا کرد و بدون هیچگونه جمودی توانایی دانشمندان را به سوی تدوین علوم اسلامی سوق داد. اگر میراث عظیم فقهی را برای مسلمانان با قانون یونان مقایسه کنیم؛ میبینیم که قانون یونان که این همه موجب فخر و غرور اروپاییها شده با یک دهم میراث فقهی ما برابری نمیکند.
رابطه میان امامان و علمای مذاهب یک رابطه علمی و همراه با احترام متقابل بود. زید بن علی بن حسین پیشوای مذهب زیدی، با علمای زمان خویش رابطه مستحکمی داشت. علمای معاصر وی نیز از این چهره بهره میجستند. «واصل بن عطا» با او ارتباط داشت و از او کسب فیض میکرد. همچنین «ابوحنیفه» با او در ارتباط بود و از دانش او بهره میگرفت و به او تمایل زیادی داشت و به شدت از او حمایت میکرد. وی درباره خروج زید علیه لشکریان اموی میگوید: خروج او، به مانندِ خروج پیامبر (ص) در روز جنگ بدر است.
بله




















باتشکر از نویسنده گرانقدر ودانشمند