میلاد محمودی در کتاب فلسفه میلاد به بیان افکار فلسفی خود میپردازد و معتقد است که هر کسی افکار عقلانی و دستگاه فلسفیاش را مطرح کند و در دسترس دیگران قرار دهد، باعث پیشرفت و ترقی در علوم و فلسفه میشود.
موضوعات کتاب گوناگون است و مسائل فلسفی بخصوصی است که در ذهن میلاد محمودی شکل گرفته و مکتب و دستگاه فلسفی او بر فلسفه وجودیِ وجود مطلق و فلسفه ماورایی عوالم و عقلگرایی محض و اصالت عقل استوار است و او سعی میکند تا آنجایی که میتواند آن مسائل را تبیین عقلانی و واکاوی کند.
زبان کتاب فلسفه میلاد اول شخص و سوم شخص مفرد است و در نوشتن این کتاب از هیچ منابعی کمک نگرفته و فقط از ذهن و عقل خود برای پی بردن عقلانی به آن موضوعات بهره گرفته، به همین دلیل است که کتاب بدون منابع و مآخذ است. در مطالب کتاب تقلید از هیچ فیلسوفی نکرده و تقلید و اقتباس و استفاده از فلسفه دیگران را در فلسفهاش جایز نمیداند بلکه آن را کاری بیهوده که فقط باعث میشود فلسفه پیشرفت نکند میداند.
میلاد محمودی در کتاب حاضر، عالم عقول را که در سلسله مراتب فراشناسایی مطرح شده است در بخش آخر مورد مطالعه و بازبینی قرار داده است. عالم عقول یک عالم در طبقات هشتگانه هستیشناسی است که در مرتبه پنجم واقع شده و عالمی برای مدارج فراشناخت است.
عالم عقول در پایین مرتبه عالم ملائکه قرار گرفته که از نظر فلسفی در فلک الافلاکهای هستی برای شناخت خداوند حائز اهمیت فراوان است.
در بخشی از کتاب فلسفه میلاد میخوانیم:
در پرتو ذهن پرسشگر فیلسوف ذهن ماجراجو فعال میشود یعنی باید کنجکاویهایی در رابطه با پرسش آغازین مطرح شده در مورد هستی شناسی و وجود شناسی و غیره به وجود آید. تا این ماجراجوییهای ذهن به میدان عقل نیاید عقل نمیتواند هیچ فلسفهای را در حکمی کلی بگنجاند. ماجراجوییهایی عقلانی که در مراتب وجود شناسی و فلسفه جهان رخنه میکند و تفلسف را به معنای واقعی رو میکند.
در جهانی که پر از هیاهو و حرکت است ماجراجوییهای انسان شکل میگیرد. ذهن گاهی از خود انسان پرسش میکند که انسان و موجودات چیست که خلق شده؟ آیا انسان در این جهان اصلیتی فرعی است؟ اصلیت واقعی او کجا و در چه مرتبه و عالم و ماورایی قرار گرفته است؟
ذهن و فکر ماجراجویانه انسان دارای بینش فلسفی، به تمام موضوعات و تحولات جهان گیر میدهد و همه آنها را زیر سوال میکشد. سوالهای اساسی که درباره بنیادیترین مسائل مربوط به موجودی به نام انسان و هستی است.
قضیه انسان متفکر است از همین ذهن کنجکاو او شکل میگیرد. عقل انسان فیلسوف سرگردان در عالم نامتناهی است تنها دانشی که مثل چراغ قوه در تاریکی جهان و حتی در ذهن خود به دست دارد تا همواره راه را برای خود روشن کند فلسفه است. فلسفیدن ذهن ماجراجوی انسان بازی با کلمات نیست بلکه کوشش برای دستیابی به جواب قانع کنندهای است که فیلسوف میخواهد در مورد پرسشاش از هستی به آن نایل آید.
بله


















