انگیزهی ساره بنت حامدالعبادی از نگارش کتاب تحریف و تناقض در انجیل، مقابله با ترویج و تبلیغ مسیحیت دروغین و نیز تبیین اعتقادات ضعیف و بیاساس مسیحیت کنونی است.
کتب مقدس در ادیان مختلف، اساس و الهامبخش اعتقادات و اصول آن دین هستند بنابراین اگر این اساس و پایه محکم باشد هر چه که روی آن بنا شود پایدار است اما اگر ضعیف باشد بنای روی آن نیز متزلزل و در شرف ریزش است. انجیلهای چهارگانه در حال حاضر مبنا و اساس مسیحیت کنونی هستند که در کتاب تحریف و تناقض در انجیل (distortion and the contradiction in the gospel) به بررسی آنها پرداخته میشود.
هر روز در رسانهها و شبکههای خبری میشنویم که مبلغان و مبشران مسیحی مجدانه در حال تبلیغ و گسترش دین خود هستند هر چند که گاهی اقدامات آنان در قالب اقدامات سیاسی و انساندوستانه اجرا میشود مانند ساخت بیمارستان و مدرسه یا اعطای پناهدنگی و چاپ کتابهای دینی.
فرهیختگان، علمای دینی، سیاستمداران و متفکران همه اتفاق نظر دارند که اگر مسلمانان در مقابل اقدامات گسترده مبلغان مسیحی اندکی تلاش میکردند؛ تعداد افرادی که مسلمان خواهند شد بسیار بیشتر از مسیحی شدگان خواهد بود. زیرا اسلام دین راستین و مطابق فطرت و عقل سلیم است.
در بخشی از کتاب تحریف و تناقض در انجیل میخوانیم:
هدف قسطنطین این بود که یک حاکم تام الاختیار باشد بنابراین، تأیید یدنی از این نوع حکومت اجتنابناپذیر بود. برای او معلوم شده بود که نظام کاهنی و قدرت دنیوی کلیسا، دارای یک نظام دینی هستند که با نظام سلطنت سازگار است و ساختار این نظام عجیب که اسقفها و کشیشها در آن قرار دارند ابزاری برای آرامش کشور و وحدت آن است.
"اما قسطنطین ناچار بود تا در تمام اقدامات خود با احتیاط عمل کند چون بتپرستی بر جهان آن روز غالب بود. از همین رو از کلمات توحیدیای استفاده میکرد که هر بتپرستی میتوانست آنها را قبول کند. وی در خلال سالهای اولیه سلطنت خود اقدام به بازسازی معابد بتپرسی نمود و دستور داد تا فعالیتهای غیبگویی صورت پذیرد. او همچنین در جشن بازگشایی قسطنطینه هم از مناسک بتپرستان استفاده کرد و هم از مناسک مسیحیت. قسطنطین برای محافظت از محصولات و شفای امراض از جادوهای سحرآمیز بت پرستان استفاده مینمود."
از آنچه گذشت نیت و هدف قسطنطین امپراتور روم معلوم گردید. وی میخواست تا زمام حکومت خود را بگونهای در دست داشته باشد که هیچ مسئلهای به دلیل دینی یا عقیدهای و غیره از اختیار وی خارج نباشد. از همین رو سیاست وی اقتضا میکرد تا شورای نیقیه را منعقد کند و به دلیل وجود بتپرستان فراوان و همچنین مسیحیان بسیار در مملکتش اقدام به ادغام و ترکیب میان بتپرستی و مسیحیت نماید. وی به منظور رضایت هر دو طرف و در دست گرفتن قدرتمدانهی زمام حکومت، عقیده الوهیت مسیح را تأیید کرد و به افراد معتقد به آن متمایل شد. به آنان در مملکت خود قدرت داد چون عقیده آنان در مقایسه با توحید خالص، به بتپرستی نزدیکتر بود. قسطنطین در این اقدام خود مخلص نبود.
بله

















