کتاب پنجاه روز تاریخی (پنجاه واقعهی مهم از دوران میلاد مسیح تا قرن بیستم) نوشتهی حبیب الله شاملویی، از میان سه هزار اتفاق تاریخ جهان، پنجاه واقعه و رویداد بسیار مهم را به تصویر میکشد که تعدادی جهانی و تعدادی میهنی هستند.
تاریخ، سرگذشت و راهنمای زندگیهاست و انسان هم بخشی از آن محسوب میشود. ملتها با تاریخ گذشتهی خود زندگی میکنند. اگر قبول داشته باشید که ملتها از افراد تشکیل شدهاند باید این نکته را بپذیرید که همانطور که تاریخ برای هر ملتی لازم است، برای هر فرد، صرف نظر از نژاد، ملیت، دین و راه سیاسی نیز ضروری میباشد.
روزهای خوب و بد در تاریخ زیاد وجود داشته است. در واقع تاریخ هم اوج افتخار و هم شکست و ذلت داشته است. کسانی که از تاریخ گذشته درس گرفتند، برنده شدند و آنان که درس نگرفتند، زندگیشان را باختند.
تاریخ، راه زندگی است؛ تاریخ، راهنمای زندگی است؛ تاریخ، خود زندگی است. (موریس مترلینگ، فیلسوف بلژیکی)
در بخشی از کتاب پنجاه روز تاریخی (پنجاه واقعهی مهم از دوران میلاد مسیح تا قرن بیستم) میخوانیم:
روزی، یکی از شاگردان سقراط از او پرسید:
استاد! شما تا به حال با ما، در بسیاری از موارد زندگیهای فردی و اجتماعی صحبت کرده و گاه نیز ما را به بحث و محفل و محاوره و مصاحبه تشویق کردهاید در حالی که تا به حال دربارهی تاریخ و لزوم و یا عدم لزوم آن در زندگی نه تنها حرفی نزدهاید بلکه، حتی اشارهای هم به آن نکردهاید و ... و سقراط در پاسخ او گفت:
آن چه که ما تا به حال دربارهی آن به قول شما جدل و به عقیدهی من بحث میکنیم مربوط به مسائلی است که میبایست برای روشن شدن تکلیف ما با آنها، تلاش و کنکاش کنیم و حال آن که تاریخ همیشه با ما است؛ چون تاریخ همیشه زنده است و هیچ گاه فانی نمیشود.
ما، از همان لحظهای که از شکم امن مادر قدم به جهان متلاطم و ناامن میگذاریم چه بخواهیم و چه نخواهیم وارد تاریخ میشویم؛ یعنی تاریخ در همه خفایا و زوایای وجود ظاهری و باطنی ما، نفوذ میکند و به عبارت بهتر افراد بشر هر که و هرچه هستند، همه خود، از عوامل تاریخ هستند.
اگر فردی که به دنیا میآید، در هر جای دنیا که باشد، تا زمانی که جهان را به حکم اجبار ترک میکند، در طول زندگیاش فقط برای خودش زندگی کند، تنها تاریخ حیات خودش را مینویسد ولی، اگر به حکم تقدیر و سرنوشت، زندگی او به زندگی دیگران پیوند خورد و مربوط شد آن وقت تاریخ عمومی به وجود میآید. گاه این پیوند تاریخ زندگی یک فرد با زندگی افراد دیگر عادی و طبیعی و در جهت صلح آمیز و ترقی و تعالی همگانی است که در این صورت تاریخ همگانی (تاریخ مثبت) خواهد بود، اما اگر آن پیوند غیرعادی و غیرطبیعی و در جهت قتل و غارت و کشتارهای هولناک و تامین غرایز منفی و هوسها و وسوسه ها باشد، تاریخ همگانی، منفی می شود و تاریخ ملتها، مخلوطی از این دو تاریخ است.
بله


















