کتاب فرصتی دوباره اثر رابرت کیوساکی، نویسندهی کتاب پرفروش پدر پولدار و پدر بیپول است. او در این کتاب از قوانین جدیدی درباره پول و ثروت و به طور کلی هر آنچه که لازم است راجع به پول بدانید، سخن میگوید.
رابرت کیوساکی (Robert Kiyosaki) در این کتاب میگوید روزگاری مردم برای اینکه به ثروت خود اضافه کنند خانه میخریدند و خوشحال بودند که ارزش خانهشان روز به روز بیشتر و بعد ثروتمندتر میشوند و یا برای درآمد بیشتر در بازار سهام سرمایهگذاری میکردند و با افزایش ارزش سهامشان خوشحال میشدند، اما اکنون دنیا تغییر کرده و این تغییر ادامه دارد.
کتاب فرصتی دوباره (Second Chance) این موضوع را بیان میکند که جهان امروز دنیای بحران است و این کلمه دو جزء دارد: خطر و فرصت. برای اینکه از شانس دوبارهای که در این کتاب از آن سخن گفته شده استفاده کنید، باید هم خطرات را بشناسید و از آنها دوری کنید و هم برای استفاده از فرصتهایی که بحران مالی امروزه سببساز آن است، خود را آماده کنید.
کیوساکی در این کتاب از ما میخواهد که دانش مالی خود را افزایش دهیم، چرا که به عقیده او دانش بهترین و بزرگترین قدرت و ناآگاهی بدترین ضعف است. ما میتوانیم با افزایش هوش مالی خود از چرخه تکرار شونده زندگی که گرفتار آن شدهایم، خارج شویم.
این کتاب به این سوال پاسخ میدهد که در بحران مالی کنونی، مردم چه باید کنند؟ این کتاب دارای سه بخش گذشته، حال و آینده است. در «گذشته» بحرانهای مالی را بررسی میکند. در «حال» دنیای کنونی را تجزیه و تحلیل میکند و در «آینده» در پی شانسهای دوباره برای ما میگردد.
رابرت کیوساکی در سال 1974 در آمریکا به دنیا آمد. او بعد از اتمام دوره دانشگاه در نیروی تفنگداران دریایی آمریکا در ویتنام در سمت افسر و خلبان هلیکوپترهای سنگین نظامی شروع به کار کرد. آثار دیگر کیوساکی به این ترتیب است: کسب ثروت به روش پدر پولدار، هوش مالی خود را افزایش دهید، راهنماییهای پدر پولدار برای سرمایهگذاری، رهایی از کارمندی، راهنمای ثروتمند شدن، میخواهم پولدار شوم و ... .
جملات برگزیده کتاب فرصتی دوباره:
- ما قرار است سازندگان آینده باشیم، نه قربانیان آن.
- زمانی واقعیت در مقابل چشمانتان ظاهر میشود که از موهومات رهایی یابید.
- در روزگاری که دروغ و فریب جهان را فرا گرفته، گفتن حقیقت عملی انقلابی است.
- ثروت ما را همان پولی به غارت میبرد که برای به دست آوردنش زحمت میکشیم.
- هرگز نمیتوانید خودتان را از سر راه مسائلی که نمیبینید به سمتتان میآیند، کنار بکشید.
- گاهی باید از کاری که دوست داری دست بکشی تا بتوانی کاری را بکنی که باید انجام دهی.
- عقاید من به دنبال تفکر درمورد وضعیتهای اضطراری پدید آمدهاند. وقتی به شدت مورد نیاز قرار بگیرند پذیرفته خواهند شد.
در بخشی از کتاب فرصتی دوباره میخوانیم:
درحالی که در سکوت صحنه را ترک میکردم، متوجه شدم کمتر کسی بود که چشمانش از اشک خیس نشده باشد. مخاطبین، این گروه «مرغان دریایی» یکدیگر را در آغوش کشیده بودند و برخی گریه میکردند، درست مثل خود من زمانی که در سال 1981 برای اولین بار در کنفرانسهای باکی فولر شرکت کرده بودم. این اشکها نه اشک غم بلکه اشک شوق و عشق بودند. اشک مسئولیت بودند نه سرزنش و اشک سپاس ... سپاس از موهبت زندگی و اشک شهامت، شهامت لازم برای تغییر دنیا، شهامتی که از قلب برمیخیزد. بسیاری از این گروه مرغان دریایی میدانستند که کلمهی شهامت از واژهی فرانسوی «le coeur» به معنای قلب ریشه گرفته است. وینداستار گردهمایی مرغان دریایی بود، مرغانی که قبلاً پرواز کردن را آموخته بودند. آنها میدانستند لازمهی پرواز کردن شهامت است.
کیم پایین صحنه منتظرم بود. در سکوت یکدیگر را در آغوش کشیدیم. هر دو میدانستیم که رسالت معنوی و هدف زندگیمان را یافتهایم. هدفمان و همچنین کارمان را در زندگی شناخته بودیم. عجیب اینجاست که هر وقت از من پرسش میکردند میخواهی در آینده چکاره شوی، شغل معلمی به هیچ وجه در فهرستم نبود. بیشتر از معلم بودن دلم میخواست وکیل شوم، نه به این دلیل که مدرسه را دوست نداشتم، بلکه به این علت که نمیخواستم وادار شوم چیزهایی یاد بگیرم که از یاد گرفتنشان تنفر داشتم. از یاد نگرفتن چیزهایی که دوست داشتم یاد بگیرم متنفر بودم. دلم میخواست مانند پدر پولدار، از مسائل مالی سر دربیاورم و از لحاظ مالی مستقل باشم. نمیخواستم مانند پدر بیپول بردهی حقوق ماهانه، امنیت شغلی و مستمری دوران بازنشستگی معلمی باشم.
بله





























راجع به رفتار پول و سیاستهای دولت خودشون گفته
الان تازه دارم حرفاش رو درک میکنم
یعنی سیاستی که الان دولتمردای ما دارن پیاده میکن مال20 تا 30 سال گذشته ایالت متحده است
اگر میخواهید آینده پولی ایران رو پیش بینی کنید توصیه میکنم حتما از خوندن این کتاب غافل نشین. هر چند کتاب قطوری هست ولی اطلاعات بسیار ارزندهای داره