از بین آثار این نویسنده این از بقیه قویتر بود. اینکه حدیث ابتدای متن با متن و نتیجه گیری مرتبط بود. راستش برام باحال بود روایت داستان از زبان مورچه. درباره مورچه ها خونده بودم ولی تا حالا داستانی که راویش مورچه باشه و درباره توکل به خدا و محافظت از همدیگه (طایفه) باشه، ندیده بودم. حتی بعد از اینکه خطر رفع شد همچنان چاله اب رو حفظ کردن. نوآوری جذابی بودش. نتیجه اینکه تنبلی نکنید و سراغ زحمت بقیه نرید و خودتون کار کنید هم باحال بود از زبان مورچه یک پرکار. تصویرگری های میشد بهتر باشه مخصوصا جلدها چون غالبا نامرتبط هستن.
این قصه درباره ی توکل کردن به خدا در سختی ها، دعا کردن و کمک خواستن از او هست. خیلی خوبه که بچه ها از سن کم با مفهوم دعا و ارتباط قلبی با خدا آشنا بشند و تاثیرش رو در زندگیشون ببینند. آموزش این جور مسائل در کودکی تاثیرگذارتر از سنین بالاست. به علاوه، همکاری با همدیگه، حل مشکلات با فکر و تلاش، دفاع از خود و. هم نکات دیگری هستند که میشه از این قصه یاد گرفت.
برای کودکان خوبه. متنش خوب بود تصاویر هم بد نبود می تونست بهتر باشه. تصویر روی جلد به نظر زیاد جالب و جذاب نیست میشد یه تصویر جالب و جذاب تر گذاشت تا این که هست. اصلا بچه ببیندش نمی فهمه اسم داستان چه ربطی به تصویر جلد داره چون خود مورچه رو جلد آنقدر کوچیکه که اصلا شالش دیده نمیشه!
داستان آموزنده برای بچهها بود اینکه در هنگام سختیها با یکدیگر مشورت کنند و فکر کنند مورچهها نیز در هنگام مواجه با مشکلی که برای آنها پیش آمده بود فکر کردند. مورچه شال قرمزی نیز در هنگام تفکر از خدا درخواست کمک کرد خدا نیز راه را به او نشان داد.
کتاب خیلی خیلی خوبی بود و به ما میفهماند که همه چیز را از خدا بخواهیم و تا خدا هست نیازی به مردم نداریم که اونها به ما کمک کنند
این کتاب را واقعا پیشنهاد میکنم مخصوصا برای سنین ۷تا ۱۲ سال
کتابی مفید برای بچههای 10 ساله که پسر من خیلی از خواندن آن لذت برد و به عقیدهی او اگر کسی از خدا کمک بخواد، خدا به او کمک میکند. پس فقط از خدا بخواهیم.
مثال زندگی مورچهها نکات خیلی زیبایی برای کارهای تیمی داره که چقدر زیبا به هم کمک میکنند. و بچهها یاد میگیرند که برای حل مساله ناامید نشن و از فکرشون استفاده کنند.