دختری در قطار یک کتاب معمایی-جنایی بسیار جذاب بود که سبک جدیدی داره و داستان از زبان سه زن با شخصیتهای کاملا متفاوت و از نگاه اونها روایت میشه. من فکر میکنم حتی برای کسانی که جزء طرفداران این ژانر نیستن هم میتونه کتاب جذابی باشه.
شخصیتپردازیهای زنهای داستان خیلی بهتر از مردها، اما در کل برای من رضایتبخش بود.
بخشهای یادگاری کتاب:
فقط همسر بودن را دوست ندارم. نمیدانم دیگران چطور این کار را میکنند. هیچی ندارد جز انتظار. انتظار برای بازگشت مردی از سر کار تا بیاید و تو را دوست داشته باشد.
...
این موضوع را خیلی دوست دارم که روی یک نفر قدرت عمل داری و به تو نه نمیگوید. خیلی کیف میدهد.
داستانی وهم الود و هیجانی که براحتی میشه با شخصیتهاش همزاد پنداری کرد، بالاترین پیامش هم همون مثال مزه غازمرغ همسایه است، هیچ زندگی کامل نیست و باطنش ممکنه با ظاهر رویاییش متفاوت باشه. دیدن فیلمش هم بعد از خوندن رومان جالب بود، گرچه تصویر سازی من از شخصیتها طبق توصیف نویسنده با اونچه در فیلم دیدم متفاوت بود.
کتاب خیلی خوبی که واقعا تا مدتها اتفاقاتش در ذهن خواننده میچرخه. از جنبههای مختلف (روانشناسی، جامعه شناسی، فلسفه زندگی و... ) کلی حرف برای گفتن داره. داستانیه که پر رمز و راز و پیچیدس و پرش زمانی داره، اما در عین حال لحن روایی اونقدر روان و سادس که خواننده رو به راحتی همراه میکنه
بیش از اندازه بهش بها داده شده بود کتابهای معمایی اصولا باید پرکشش و جذاب باشن که خواننده نتونه اونو زمین بزاره اما این کتاب متن کسل کننده و یک نواختی داشت و شخصیتهای کتاب به شدت سست عنصر و ناشی بودن
رمانی جنایی درعین واقعی بودن در رابطه با نحوه خیانت ها. به شدت گیرا و نفس گیر بود. من طی دوروز مجبور شدم تمامش کنم چون واقعا به زندگی واقعی و نحوه و هدف بعضی از جنایات روزمره در دنیا پرداخته بود. به شما توصیه میشود
همین الان کتاب رو تموم کردم و باید بگم تمام مدت درحال فرضیه سازی و حدس قسمتهای گمشدهی داستان بودم، ارزش خوندن داره و توضیح بیشتر شاید داستان رو لو بده
شاید اولش متوجه نشید داستان از زبان چند زن میباشد. داستان جوری پیش میره که نمیشه کتاب رو رها کرد و تلاش زنهایی رو بیان میکنه که زندگیشون تو دروغ و ابهام فرو رفته
کتاب خیلی دلچسبیه و ارزش خوندنو داره. یه نکته مثبت درمورد کتاب فضا و محوریت متفاوت از سایر کتابا عاشقانه مشابه ش هست و یه جوری آعتیاد اوره که وقتی شروع به خوندنش میکنین زمان از دستتون میره: )
اصلا دوست نداشتم،، داستان اصلا پیش نمیره، زیادی به جزئیات توجه میشه،، تخیلات نویسنه خوبه، معلومه که نویسندهی خوبیه، اما احساس میکنم مسیر اشتباهی رو پیش گرفته
شخصیتپردازیهای زنهای داستان خیلی بهتر از مردها، اما در کل برای من رضایتبخش بود.
بخشهای یادگاری کتاب:
فقط همسر بودن را دوست ندارم. نمیدانم دیگران چطور این کار را میکنند. هیچی ندارد جز انتظار. انتظار برای بازگشت مردی از سر کار تا بیاید و تو را دوست داشته باشد.
...
این موضوع را خیلی دوست دارم که روی یک نفر قدرت عمل داری و به تو نه نمیگوید. خیلی کیف میدهد.