کتاب مدیریت و برنامه ریزی در کلاسهای چند پایه نوشتهی مرتضی رستمی، حدیث رستمی و فاطمه غلامی، نخست دلایل تشکیل این کلاسها و ساختارشان را شرح میدهد که بیشتر در مناطق محروم تشکیل میشوند، سپس به روشهای تدریس مناسب برای معلمین این کلاسها میپردازد.
کلاسهای درس چندپایه به صورت کلی در مدارس روستایی برگزار میشود که مهمترین علل آن تکمیل نشدن ظرفیت دانشآموزان در یک پایه تحصیلی است. در این کلاسها، کودکان با سنین متفاوت و یا حتی تواناییها و مهارتهای گوناگون، در کنار هم و به وسیله یک معلم آموزش میبینند.
نویسندگان در کتاب مدیریت و برنامه ریزی در کلاسهای چند پایه (Management and planning in multigrade classes) قصد دارند تا بخش عمدهای از تئوریهای کلاسهای چندپایه را مجدداً مورد بازبینی و اصلاح قرار داده و برای معلمان خوش ذوق و حرفهای در مسیر عمل قرار دهند، همچنین بخشها و مطالب جدیدی ارائه میکنند که نشان میدهد در سالهای اخیر در کشور ما، کلاسهای چندپایه مورد توجه بیشتری قرار گرفتهاند اما تا رسیدن به سطح مطلوب انتظارات فاصله زیادی دیده میشود.
در فصل اول این کتاب، معلمان با کلیات کلاسهای چندپایه از قبیل تعریف و تاریخچهی کلاسهای چندپایه، عوامل مؤثر در پیدایش کلاسهای چندپایه، بررسی چالشها و مشکلات این نوع کلاسها، ویژگیهای معلم کلاس چندپایه، اهداف و فواید آموزش چندپایهای، مقایسهی کلاسهای چندپایه با تکپایه و ... آشنا میشوند. در فصل دوم تحت عنوان اصول مدیریت و برنامهریزی در کلاسهای چندپایه، علاوه بر آشنایی با مدیریت کلاس به طور عام و اصول مدیریت کلاسی با مدیریت و برنامهریزی کلاسهای چندپایه به طور خاص نیز آشنا خواهند شد.
در فصل سوم اصول و قواعد برنامهنویسی کلاسهای چندپایه و تهیه طرح درسها به طور ویژه مورد بحث قرار گرفته و مثالهایی برای آنها ارائه میگردد. در فصل چهارم نیز، موضوعاتی مرتبط با رویکردها و روشهای تدریس در کلاسهای چندپایه و ارزشیابی برای یادگیری در اینگونه کلاسها مطرح شده است. در فصل پنجم سعی شده است تا به مسئلهی اهمیت و ضرورت راهنمایی و مشاوره در کلاسهای چندپایه پرداخته و به معلمان و والدین دانشآموزان، اطلاعات و آگاهیهایی بیشتر از قبل ارائه کند.
در بخشی از کتاب مدیریت و برنامه ریزی در کلاسهای چند پایه میخوانیم:
روشهای تدریس و آموزش در جهان، سابقهای به بلندی تاریخ بشری دارند. درگذشتههای دور که تعلیم و تربیت محدود بود، اقوام بدوی با روشهای علمی راههای به دست آوردن خوراک، تهیه پوشاک و پناهگاه را میآموختند و تربیتهای دینی و اخلاقی و اجتماعی هم با شرکت در مراسم جشنهای قبیلهای صورت میگرفت؛ بنابراین میتوان روش آموختن در این دوره از تاریخ بشر را روش تقلیدی و علمی نامید.
در تربیت دینی به تدریج، طبقهای به نام روحانیون پدید آمدند که نخستین معلمان تاریخ بشر محسوب میشدند و تا قرنها آموزشوپرورش حق ویژه و تحت نظارت آنان بوده است، با پیدایش طبقه مذکور و اختراع خط و تدوین ادبیات مذهبی؛ روشهای آموزش متحول و آموزشهای نظری بر آموزشهای علمی که در خانه انجام میشد و آموزشهای نظری که طبقه روحانی ضمن اجرای مراسم دینی عهدهدار آن بودند، انجام میشد.
از حدود قرن پنجم قبل از میلاد تا اوایل قرن بیستم میلادی در کشورهای متمدن جهان مانند اروپا و چین بر آموزش زبان و ادبیات و دین تأکید میشد. در اروپا آموزش زبان و ادبیات تا قرن اول قبل از میلاد به صورت بلاغی یا معانی بیان و نیز به روش سقراطی صورت میگرفت و از زمان سقراط تا 800 سال پسازآن، روش تدریس زبان و ادبیات غربی پایدار باقی ماند. در اروپا هدف عمده آموزش زبان و ادبیات، پرورش سخنوری بود که این مهارت در سه زمینه شامل دستور زبان، سبک بیان و فصاحت سبک میشد.
بله

























