کتاب ناساتیا مجموعه سرودههای شاعر توانا مازیار غیبی اشعاری مینیمالیستی یا به عبارتی کوتاه است که با کمترین کلمه به بیشترین بهرهبری میرسد شعری که در خلاصهترین حالت ممکن میتواند با شما رابطه برقرار کند.
ناساتیا علی رغم اینکه مجموعهای مختصر است اما به شدت حائز اهمیت است و مازیار غیبی در این اثر اثبات کنندهی نکتههایی مختلف است که جز مخاطب حرفهای هر کسی نمیتواند راه به اندیشه و عینیت او ببرد. او با انتخاب واژگان مشخص که در انحصار شاعران موج ناب است به نوعی دارد با این زبان جادویی حضورش را در شعر مدرن ایران اعلام میکند.
شاعری که با درک و دریافت گوناگون و مدرن القائات ذهنی و الهامات قلبی را مانند ایماژیستها و یا حتی صورتگرایان بیان میکند. واژگانی مثل صبح، پلک، یال، برگ، پرنده، گیاه، نگاه، مرگ، از مشخصههای صریح شعری شاعران جریان موج ناب است که البته مازیار با درک و دریافتهای خودش نه تنها وفادار به این واژگان بوده بلکه در حفظ و اشاعه آن به عنوان واژگان مستمر از این آیین شعری به این طریق دفاع میکند. مازیار غیبی از آن دسته شاعرانی است که آهسته و پیوسته این مسیر را تا جاودانگی هنر پیش میبرد.
"ناساتیا" یا سرودهای ناساتیا همواره این نوید را میدهد که ما از جهانی تاریک آمدیم و پس از چندی زندگی حالا چه در خوشی یا رنج سرانجام به سوی مرگ گام برخواهیم داشت پس در واقع ما از تاریکیها آمدیم و به تاریکیها میرویم. او سعی بر این دارد تا در مجموعه شعر ناساتیا این مفهوم والا را به نوعی از دیدگاه خویش بنمایاند و شما را به تفکر وادارد.
در بخشی از کتاب ناساتیا میخوانیم:
مرا ببار
برخاکستری که برخیزم
با دستهای خواب آلوده
در نسیم پگاه
خیره میشوم به علف
بر بام چه آه کوتاه... .
در رستاخیز دو پلک
متورم از درد تاریکی
خیلی ژرف... .
چه آگاه خفتهام
آسوده سبک با هوش چند بار برخواستن
وقت نرسیده است
بیا با آغاز من
ای سرود.
بله
















