کتاب شهرناز: داستان ادبی، اخلاقی و تاریخی نوشتهی یحیی دولت آبادی، روایتگر دختری به نام شهرناز امیرزاده والا تبار است که پدرش سپه سالار لشکر و خانوادهاش از بزرگان کشور هستند؛ به همین جهت شهرناز بسیار مغرور و خودپسند است و همین غرور او فراز و نشیبها و شکستهایی را در زندگیاش به وجود میآورد.
به اعتقاد یحیی دولت آبادی کتاب شهرناز به حقیقت گذشته و به صورت افسانه نگارش یافته و حتی بعضی از اشخاص اساسی این داستان در هنگام نگارش آن هنوز در قید حیات بودهاند. در رمان شهرناز که در سال 1305 نوشته شده و جزو اولین رمانهای فارسی به شمار میآید، تأثیر مستقیم رمانهای احساساتی ترک به خوبی نمایان است. صحنهها و مجالس اغلب ساختگی و غیر طبیعی هستند و کاراکتر اشخاص به درستی مشخص نشدهاند.
یحیی دولت آبادی نویسندهی حوادث مشروطیت و بعد از مشروطیت و از بنیانگذاران نهادهای نوین آموزشی در ایران همچون انجمن معارف مدرسه سادات بوده است. او از جمله رجال سیاسی عصر مشروطه و دوران بعد از آن تا اوایل حکومت رضاشاه به محسوب میشود و پستهای سیاسی چون نمایندگی مجلس شورای ملی را در مقاطع متعدد تجربه کرده است.
در بخشی از متن کتاب شهرناز میخوانیم:
رسم و عادت این است که پس از خوانده شدن صیغه عقد نکاح داماد را به مجلس عقدکنان آورده از دور در آینه صورت عروس را میبیند اما عروس در این وقت هم حق ندارد سرخود را که به زیر افکنده بلند کند و دیدگان فروبسته را اندکی گشوده و نگاهی با همسر خود رد و بدل نماید که اگر کرد او را بیجا میخوانند.
مجلس عقدکنان شهرناز آماده شده به هر نوید و تهدید بوده دختر را برای آمدن به مجلس حاضر ساختهاند جامه حریر سفیدی بر او پوشانیده وی را به همه گونه آرایشها بیاراسته به مجلسی که پر است از خانمهای محترم پیر و جوان خویش و بیگانه به اندازهای که راه آمد و شد بسته است آورده به زحمت میبرند به جای خود بنشانند.
در اتاق که به واسطه دود کندر و اسپند و بوی عطرها و گلها و میوهجات و ادویه گوناگون و تنفس زیاد رنگ و بوی هوایش تغییر کرده به طوری که اشخاص آزاد بنیه دار نمیتوانند بیش از چند دقیقه در آن جا زیست نمایند و ناچارند برای تغییر هوا خود را بیرون بیندازند شهرناز ناتوانِ سر تا پا فکر و خیال چند ساعت زیر دست آرایش کنندگان خودپسند زحمت و فشار دیده در عرق شرمندگی غوطهور چگونه میتواند یکی دو ساعت بیآنکه سربلند کرده نفسی به آسایش بکشد یا حرکتی نموده باشد زیست نماید.
بله
















