کتاب رویداد موسیقایی تام اثر ژان مولینو مدرس دانشگاههای ایکس آن پرونس، فه و لوزان، شامل مجموعه مقالاتی با طرح اندیشههای مولینو درصدد ایجاد زمینهی حضور تفکر او در بستر موسیقیشناسی ایران است.
ژان مولینو (Jean Molino) آثار مهمی در زمینهی شعر و تحلیل روایت دارد و بیش از دویست مقاله در زمینههای ادبیات فرانسه، ادبیات تطبیقی، زبانشناسی، نمادشناسی، موسیقیشناسی، هرمنوتیک، قوم موسیقیشناسی، زبانشناسی فرهنگی و... نوشته است. در کتاب رویداد موسیقایی تام، هفت مقاله از مقالات موسیقی شناختی او که با توجه به نیازهای جامعهی موسیقی ایران مناسب دیده شده، آمده است.
بیتردید این مجموعه منعکس کنندهی تمامی اندیشههای ژان مولینو نخواهد بود، اما سعی بر این بوده تا مطالب طوری انتخاب شوند که خطوط اصلی رویکرد او به موسیقی را در خود داشته باشند. همچنین لازم به ذکر است به دلیل ارجاعات مستمر به حوزههای گستردهای از دانشها، پی بردن به اندیشههای مولینو با قرائت روزنامهای مقالات او ممکن نیست. در عین حال بهترین روش برای درک آثار وی شرح و بسط آن در کلاسهای موسیقیشناسی و قوم موسیقیشناسی است.
غنای رویکرد موسیقی شناختی او این نوید را میدهد که پویایی موسیقیشناسی وی راهنمای دیگر شاخههای علوم انسانی باشد. آشنایی گردآورندهی این اثر با نام و آثار ژان مولینو با شرکت در سمینارهای فرانک الوارز پریر در دانشگاه پاریس چهار آغاز شده است. این سمینار بینا رشتهای با عنوان زبان، موسیقی و جامعه، دانشجویان مقاطع دکتری و پسادکتری از رشتههای زبانشناسی، موسیقیشناسی و جامعهشناسی را گرد هم میآورد.
مولینو با تسلط بر حوزههای مختلف دانشهایی چون فلسفه، ادبیات، شعر، زبانشناسی، نمادشناسی، موسیقیشناسی، انسانشناسی و... مستعد رویکرد بینا رشتهای بود که به برش عرضی رشتههای دانش معروف شده است. رویکرد وی به برون آختهی هر یک از دانشها، نتایجی به بار میآورد که با رویکرد معمول متخصصین محصور در چارچوب دانش خود، یکسان نبود. از این رو او در بسیاری از همایشهای بینا رشتهای به عنوان سخنران دعوت میشود و در اغلب اوقات رویکرد وی راهگشا است.
او برای ارائهی رویکرد خاص خود در حوزهی موسیقیشناسی، با سؤال دربارهی چیستی موسیقی آغاز میکند. سؤال مذکور به طوری مشابه در دو مقالهی رویداد موسیقایی و طرح اولیهی تاریخی انسانشناختی از موسیقی به چشم میخورد که بیانگر 30 سال تداوم اندیشهی او در رابطه با موسیقی است. او سپس با شرح تعاریف و دگرگونیهای تاریخی مفهوم موسیقی نشان میدهد که وحدت ظاهری مفهوم موسیقی، تفاوتهای بنیادین فرهنگی، اجتماعی و تاریخی را در خود پنهان کرده است. نگاه انسانشناختی مولینو به معناشناسی مفهوم موسیقی، تنوع بسیار زیاد برونآخته گردآورده شده در زیر چتر این مفهوم را آشکار میسازد.
او تا بدان جا پیش میرود که در تقابل با رویکرد جستجوی جوهرهی طبیعی برای موسیقی قرار میگیرد و موسیقی را مانند زبان یک گونهی طبیعی نمیداند و از زمان پذیرش این نکته، موسیقی مانند دیگر پدیدههای فرهنگی همچون زبان، نقاشی یا مذهب، در زمرهی اشکال نمادین قرار میگیرد.
در بخشی از کتاب رویداد موسیقایی تام میخوانیم:
یکی از راهحلهای پیشنهادی برای دستیابی به شکل واحد موسیقی، به دو پاره تقسیم کردن موسیقی است، با تفکیک پارهای به عنوان موسیقی غربی خالص و مبتنی بر خرد و دوم، دیگر موسیقیها که با برچسب موسیقی ناخالص از آن متمایز میگردد. اما کجفهمی تحول موسیقی غربی در همین پاکسازی آن برای رسیدن به مرتبهی خردگرایی است، درحالیکه این تحول، خود یک فرآیند نمادین سازنده بشمار میرود.
برای انسجام و معنی بخشیدن به این ناهمگونیها که در نگاه نخست تقلیل ناپذیر مینماید، ماکس وبر (Weber, 1921) راهحلی ارائه کرده که پس از وی نیز بسیار مورد استفاده قرار گرفته است. بر اساس نظریهی او، موسیقی به دو گروه بزرگ موسیقی غربی و دیگر موسیقیها، تقسیم میشود. مشخصهی بارز موسیقی غربی، خردگرایی آن است، به این ترتیب، موسیقی بهتدریج عملی قاعدهمند میشود که با استفاده از سازهای تثبیت شده، به ساختاری محاسبه پذیر دست مییابد، چنین ساختاری بر پایهی یک نظام هماهنگی و زنجیرهی اصوات قانونمند بنا شده است. موسیقیدان اروپایی برادر دوقلوی سرمایهدار پروتستان و انسان زادهی علم جدید است که چنین روال حسابرسی کاسب کارانهای را در ساماندهی موسیقی نیز بکار میگیرد.
به این ترتیب است که تاریخ موسیقی غربی، در قالب فرآیندی در راستای مبتنی بر خرد شدن و تخصصی شدن موسیقی جلوه میکند. میتوان به کمک زبان راویان قصه، تاریخ موسیقی غربی را این چنین حکایت کرد: یکی بود یکی نبود، در روزگار قدیم، انسان سفید پوستی میزیست که قانون صداها را کشف کرد، و قواعد جهانشمول موسیقی را نوشت، قانونی مطابق با طبیعت و ماهیت اشیاء و اجسام محیط اطرافش. و اینچنین بود که موسیقی، پس از مدتها تلاش و سرگشتگی، به حقیقت خود دستیافت و سرانجام، به اصل خود و خلوص خویش واصل شد.
بله

















