کتاب چرا خودتان را معرفی نکردید؟ نوشتهی مریم مدیری، مجموعهای از داستانهای کوتاه و برگرفته از فرهنگهای گوناگون است که مطالعه و خواندن هریک از داستانها میتواند تلنگری در ذهن خواننده ایجاد کند.
این اثر حاوی داستانهایی آموزنده و خواندنی است که از فرهنگهای مختلف گرفته شدهاند و هر یک درسی را در دل خود جای داده اند، درسی برای زندگی و اندیشیدن به کارهایی که می تواند دنیا را به جایی بهتر مبدل کند. همینطور یکی از بهترین روشهای یاددهی، آموزش غیرمستقیم توسط داستان است و بسیاری از مطالب آموزنده را میتوانیم از این طریق به دیگران آموزش دهیم.
در بخشی از کتاب چرا خودتان را معرفی نکردید؟ میخوانیم:
در سال قحطی، عارفی غلامی را دید که شادمان بود. پرسید: «چطور در چنین وضعی شادی میکنی؟»
گفت: «من غلام اربابی هستم که چندین گله و رمه دارد و تا وقتی برای او کار میکنم روزی مرا میدهد.»
عارف گفت: «از خودم شرمنده هستم که یک غلام به اربابی با چند گوسفند توکل کرده و غم به دل راه نمیدهد و من «خدایی» دارم که مالک تمام دنیاست و نگران روزیام هستم.»
بله

















