جلد کتاب کتاب کوه مرا صدا زد: قصه‌های سبلان 1پشت جلد کتاب کتاب کوه مرا صدا زد: قصه‌های سبلان 1
۱۶۸,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب کوه مرا صدا زد: قصه‌های سبلان 1پشت جلد کتاب کتاب کوه مرا صدا زد: قصه‌های سبلان 1

کتاب کوه مرا صدا زد: قصه‌های سبلان 1

کتاب الکترونیک
119 صفحه
EPUB
انتشارات سوره مهر

برای خواندن کتاب کوه مرا صدا زد: قصه‌های سبلان 1 و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب کوه مرا صدا زد: قصه‌های سبلان 1

کتاب کوه مرا صدا زد: قصه‌های سبلان 1 نوشته‌ی محمدرضا بایرامی، یکی از موفق‌ترین و جذاب‌ترین داستان‌های سه گانه مجموعه قصه‌های سبلان که موفق به دریافت جایزه خرس طلایی استان برن شده، روایت‌گر داستان نوجوانی به نام جلال است که در کوه‌های‌ سبلان زندگی می‌کند و به‌ دهکده‌ی همسایه می‌رود تا حکیمی را برای‌ پدر مریضش بیاورد.

به توصیه حکیم، عمو اسحاق پدر را برای معالجه به شهر می‌برد. ولی حکیم و پزشکان شهر نمی‌‏توانند پدر را نجات دهند و او می‌میرد.‏ جلال تصمیم می‌گیرد بنا به توصیه پدر جای خالی او را در خانواده پر کند. یکی از روزها، هنگامی که عمو اسحاق برای گرفتن «کبک» به کوهستان‏ می‌‏رود، جلال که نتوانسته رضایت او را جلب کند، پنهانی به دنبالش ‏روانه می‌‏شود. در بین راه عمو اسحاق متوجه حضور جلال شده و از سر دلسوزی او را هم با خود همراه می‌کند.

محمدرضا بایرامی در این داستان که منتخب کتاب سال سوئیس نیز شده است، به تلاش جلال برای سر پا نگه داشتن ستون‌های زندگی خانواده‌اش بعد از مرگ پدر می‌پردازد؛ تلاشی که شاید بتوان شکل نمادین آن را در هنگام سرسره بازی با بچه‌ها مشاهده کرد. ردپای این تمثیل‌ها، نماد‌ها و نشانه‌ها را در همه جای داستان بایرامی می‌توان سراغ گرفت؛ از جمله قار قار کلاغ در لحظه بازگشت پدر و عمو اسحاق از شهر که نشانه‌ای از عدم بهبودی پدر است و یا بی‌تابی و دو دو زدن چشم‌های قاشقا و شیهه کشیدنش که از مرگ او خبر می‌دهد.

بایرامی برخلاف اغلب نویسندگانی که به داستان‌های روستایی روی می‌آورند، تنها به برداشت سطحی و ارائه مطالب کلی از این شیوه زندگی نپرداخته است. بنابراین داستان‌های او به خاطر پرداخت دقیق جزئیات زندگی در طبیعت و به دور از تکنولوژی، می‌تواند دایره‌المعارفی کامل از روابط، مشاغل، و فرهنگ روستایی باشد.

در قصه‌های او زندگی همواره جریان دارد و از حرکات و رفتارهای هیچ کدام از افراد روستا در پشت بام، خانه‌ها و کنار آسیاب و یا توصیف بو‌ها و شکل و شمایل خانه‌ها، به بهانه پرداختن به موضوع اصلی داستان، غافل نمی‌شود. بخش حمله گرگ به جلال و حکیم در کوهستان برفی، یکی از پرتعلیق‌ترین بخش‌های داستان است و دیالوگ‌هایی که در فاصله میان این ترس و تلاش برای غلبه بر آن میان آن‌ها شکل می‌گیرد، از هنرمندانه‌ترین و قوی‌ترین دیالوگ‌های داستان است، دیالوگ‌هایی که از سخت‌ترین فضا برای شخصیت‌ پردازی بهره می‌گیرند.

در کتاب کوه مرا صدا زد همه توصیفات وظیفه مهمی در جلو بردن قصه برعهده دارند؛ مانند توصیف فضای خانه و رابطه جلال با مادر و خواهرش در جزئی‌ترین رفتار‌ها از جمله روشن نکردن چراغ اتاق، کاملا معرف اندوه آن‌ها و شرایط روحیشان است.

کتاب حاضر داستانی‌ست درباره قبول مسئولیت، اما بایرامی با گذاشتن بار سنگین مرد بودن بر دوش قهرمان نوجوان خود، مانع از میل او به کودکی و سرسره بازی نمی‌شود. چرا که داستان او درهم آمیزی زیبایی از واقعیت و خیال است.

برخی نظرات دربارۀ کتاب کوه مرا صدا زد :

- بایرامی توانست نام ادبیات کودک و نوجوان‌ ایران را به‌ آن‌ سوی مرزها ببرد و به‌ تعبیری‌ صدای‌ سبلان را به‌ آلپ برساند. راز این کتاب به نگاه عمیق او به‌ زندگی برمی‌گردد که‌ هیچ احساس تصنع و تکلف‌ و نویسنده بودن در آن‌ نیست‌. این کتاب از آثار برجسته‌ی‌ ادبیات‌ روستایی برای نوجوان است‌. این کتاب باعث حفظ و احیای دوباره‌ی ادبیات روستایی شد. (امیرحسین‌ فردی‌)

- کتاب‌ برای‌ کار در کلاس‌ و کارهای‌ مربوط به آشنایی با فرهنگ‌های گوناگون مناسب است‌. (ولترز)

- بدون‌ اغراق، حس‌ها و تخیلاتی که در آثار بایرامی به کار گرفته شده، عمیق‌ و از ته‌ دل‌ است و اتحاد تصویری‌ در نود درصد آثار ایشان مشاهده می‌شود و این زمانی امکان‌پذیر است که داستان از عمق نویسنده برخاسته باشد. در کارهای‌ تقلیدی، اتحاد تصویری به وجود نمی‌آید. (دکتر علی عباسی‌)

- درون‌مایه‌ی کتاب کوه مرا صدا زد از درون‌مایه‌های بسیار محبوب ادبیات کودک جهان است؛ درون‌مایه‌ای درباره‌ی مشکلات خاص نوجوانان، مشکلاتی که به خودشناسی می‌انجامد، خود را شناختن‌ و شناساندن، مشکل‌ بزرگ‌ شدن، مرد شدن و مسئول شدن‌. این از دلایل توفیق جهانی کتاب است‌. (ثریا قزل‌ایاغ‌)

- نویسنده وضع و اضطراب‌ و هول و ترس جلال را به خوبی توصیف کرده است؛ به‌ صورتی که وقتی ما داستان‌ را می‌خوانیم خودمان را به‌ جای جلال فرض می‌کنیم و دچار ترس و اضطراب‌ می‌شویم و در تلاشی که جلال برای زنده ماندن دارد، با او شریک‌ می‌شویم‌... مشکلات‌ زیاد خانواده‌ی جلال و فضای‌ سرد زمستانی و از طرفی‌ هجوم‌ گرگ‌ها به‌ کوچه‌های‌ ده، همه نشانه‌ای از بی‌رحمی و شدت سختیِ زندگی است‌. (میترا بیات‌)

در بخشی از کتاب کوه مرا صدا زد می‌خوانیم:

این بار شروع‌ می‌کند به‌ بی‌تابی کردن‌. نگرانی‌ توی چشم‌هایش دو دو می‌زند. با خودم‌ می‌گویم: «نکند یک‌ وقت حیوان غریبه‌ای توی طویله آمده باشد؟» و چشم می‌دوانم به دور و برم‌. اما چیزی‌ دیده‌ نمی‌شود. برمی‌گردم‌ طرفش‌ و سعی می‌کنم آرامش کنم‌. دست می‌کشم به یال‌ها و گردنش‌؛ به‌ لکه‌ی سفید وسط پیشانی‌اش‌. فکر می‌کنم‌ با این کار دیگر آرام‌ بگیرد. اما، بدتر، از زیر دستم‌ می‌لغزد و عقب‌عقب‌ می‌رود و شیهه‌ می‌کشد و سر دست بلند می‌شود.

گوسفندهایی‌ که‌ نزدیک‌ترند خودشان‌ را کنار می‌کشند. چندتایی هم از خوردن بازمی‌مانند و نگاهش می‌کنند. با خودم‌ می‌گویم: «نخیر، انگار بدجوری‌ زده به سرش.» و دورتادورش می‌چرخم تا ببینم یک وقت چیزی به بدنش نچسبیده باشد. هیچ چیزی دیده نمی‌شود. افسارش‌ را می‌کشم‌ تا بندش‌ را سفت کنم، اما، در همین موقع، یکهو شیهه‌ی‌ دیگری می‌کشد و چنان‌ سر دست بلند می‌شود و می‌چرخد که‌ بند پاره‌ می‌شود. دیگر حسابی ماتم برده‌. اسب، وسط طویله، میدان گرفته و دور خود می‌چرخد و چنان‌ بی‌تابی‌ می‌کند و این طرف و آن‌ طرف می‌رود که‌ آدم خیال می‌کند همین حالاست‌ که‌ بخواهد یکی از دیوارها را سوراخ کند و بزند بیرون.

همین طور چشمم‌ به‌ حرکاتش‌ است که صدایی به گوش می‌رسد؛ جیغی‌ از ته‌ دل، که‌ تمام‌ بدنم‌ را می‌لرزاند. یک‌ آن، سر جا خشکم‌ می‌زند و بعد در طویله را باز می‌کنم. می‌دوم طرف خانه.

بابا مرده است.

مشخصات کتاب الکترونیک

عنوان کتابکتاب کوه مرا صدا زد: قصه‌های سبلان 1
نویسندهمحمدرضا بایرامی
ناشر چاپیانتشارات سوره مهر
سال انتشار۱۳۹۸
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات119
زبانفارسی
شابک978-964-471-651-5
قیمت کتاب الکترونیک
۱۶۸,۰۰۰ تومان

خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان اجتماعی نوجوان

کتاب کوه مرا صدا زد: قصه‌های سبلان 1 بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات سوره مهر در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

محمدرضا بایرامی نویسنده کتاب کوه مرا صدا زد: قصه‌های سبلان 1

محمدرضا بایرامی

۱۳۴۰ - ایرانی

محمدرضا بایرامی نویسنده‌ی معاصر ایرانی و مؤلف آثار متعددی در حوزه‌ی ادبیات دفاع مقدس است. «پل معلق» و «لم یزرع» از کتاب‌های پرمخاطب او در این حوزه به شمار می‌روند که جوایز بسیاری را نیز از آن خود کرده‌اند. محمدرضا بایرامی همچنین به ادبیات نوجوان و شرح زندگی روستایی نیز پرداخته است. سه‌گانه‌ی «قصه‌های سبلان» برگرفته از تجربه‌ی زیسته‌ی بایرامی از زندگی در دامنه‌ی کوه‌های سبلان است.

نقد، بررسی و نظرات کتاب کوه مرا صدا زد: قصه‌های سبلان 1

Aramiss1983
۱۴۰۴/۰۲/۱۵
داستان نثر زیبا و روانی داشت، ب خوبی سبک زندگی سخت در نواحی کوهستانی و روابط اجتماعی جوامع روستایی و مردم کم توقع و قانع این جوامع رو به تصویر کشید، در کل داستان معمولی بود و ارزش خواندن داشت، البته بخشی ک عمو اسحاق به دست جلال نجات پیدا کرد نقطه‌ی عطف داستان بود، همین بخش از داستان به بهترین نکته اشاره میکند " خودباوری را در کودکان تقویت کنیم و آن‌ها را باور کنیم"
یعقوب صمصامی
۱۴۰۳/۱۲/۰۲
از کتاب‌های خوب برای رده نوجوان. حس صمیمیت و سادگی در داستان و برداشتی زیبا از یه زندگی روستایی در سرمای برف گیر و مواجهه نوجوان داستان با سختی‌هایی که پیش میاد و پرشی از دوران بچگی به مسئولیت پذیری بزرگسالی. داستانی که برای همه رده‌ها ارزش خوندن داره.
فرانک قاسمی
۱۳۹۹/۰۴/۲۲
یک داستان ساده و خوب از هر نظر برای کودکان و نوجوانان (به نظر من ۷ تا ۱۳ ساله، نه اینکه برای بزرگتر‌ها بد یا بیخود باشد اما حرف کمتری برای برای گفتن دارد) برای لمس مفاهیمی مثل از دست دادن و احساس‌های پس از آن
اباذر رنجبر
۱۴۰۵/۰۵/۰۴
توصیفهای کتاب مثل صحنه های فیلم دقیق و زیبا هستن
L. Mr Jertaii
۱۳۹۹/۰۷/۲۶
کتاب خیلی خوب و آموزنده
محمد خاکسار
۱۳۹۹/۰۳/۱۵
کتاب عالی برای جوانان
ادامه نقد و نظرات کتاب کوه مرا صدا زد: قصه‌های سبلان 1...
👋 سوالی دارید؟