کتاب کارآفرین فوری نوشتهی رابرت اشتون، کمک میکند تا در کسب و کار خود سریعتر موفق شوید و شما را از رخ دادن اشتباه در کارتان باز میدارد.
کتاب کارآفرین فوری (Instant entrepreneur: the faster way to start-up success) نمیتواند شما را یکباره موفق کند، اما میتواند جلوی یکباره شکست خوردن شما را بگیرد.
رابرت اشتون (Robert Ashton) در مقدمۀ کتاب بیان میکند:
«از وقتی برای اولینبار کسب و کار خود را در سال 1990 شروع کردم، اشتباهات بیشماری مرتکب شدهام. اینطوری بود که یاد گرفتم یک کارآفرین شوم.
بسیاری از این درسها دشوار بودند و برخی بسیار پرهزینه. بسیاری شبها بیخوابی کشیدم. البته به همان اندازه موفقیت نیز وجود داشت. اما همهی آنها در زمان خودشان قابل تشخیص و محسوس نبودند. خیلی طول نکشید که با کمک قدرت ادراک، بسیاری از این فرصتها را نشانه رفته و از آنها بهرهبرداری کردم. اما به هر حال کتابی مانند این نداشتم که مرا کمک کند.
من یک امپراطوری چند میلیون پوندی نساختم، اما پول کلانی را هم از دست ندادم. یک زندگی خیلی خوب ساختهام و همینطور آرامش و راحتی برای دوران پیری خود فراهم کردم. من دو فرزندم را به مدرسه خصوصی و دانشگاه فرستادهام. همیشه یک ماشین خوب، و تعطیلات عالی داشتهام و همچنین هیچ رئیسی که به من بگوید چه کاری انجام بدهم، نداشتهام. همیشه بدون بدهی بودهام و در یک مزرعهی دلپذیر محصور به دشتهای باز زندگی کردهام.
وقتی به عقب نگاه میکنم، تصمیمات بیشماری را به طرزی متفاوت گرفتهام. کارهایی بوده که انجامشان ندادهام، کسانی که آنها را استخدام نکردهام و کارهایی که از آنها سرباز زدهام. اوقاتی بوده که بدون داشتن یک برنامهی روی کاغذ سرمایهگذاری احمقانهای کردهام. برخی اوقات در کمال تعجب نتیجه گرفتهام؛ اغلب با خوششانسی. این کتاب کمک میکند تا سریعتر موفق شوید.
قبل از اینکه شروع به خواندن کتاب کنید، یک نکته مانده که میخواهم ذکر کنم. پدیدهای وجود دارد که مرا برای سالها گیج کرده بود و به تازگی برهانی برای اثباتش پیدا کردهام. آن این است که: مردم اغلب قبل از اینکه توانایی حرکت کردن داشته باشند، حرف میزنند.
به عبارت دیگر، آنها ادعاهای بزرگی دارند، قولها و پیشنهادهای زیادی میدهند، خیلی بیشتر از اینکه ظرفیت و تجربهی تحقق آنها را داشته باشند. یکی از وبسایتهای شبکهسازی کسب و کار آنلاین بود که بالاخره حقیقت را برای من آشکار کرد. مردم کسب و کار خود را آن چنان که میخواهند باشد، توصیف میکنند و نه آن چنان که هم اکنون در واقعیت وجود دارد. پیبردن به اینکه برخی مردم که به نظر بهتر از شما عمل میکنند، مهم است.»
این مجموعه قصد دارد تا با ترجمه یا تألیف کتب کاربردی و متناسب با فرهنگ و اقتصاد روز به زبان ساده و برای عموم مردم، راه رسیدن به موفقیت در زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی را در کنار شیوههای راهاندازی و مدیریت کسب و کارهای موفق نهادینه کرده و فرهنگ جدیدی در کشور ایجاد کند.
همچنین فرهنگ زندگی و کسب و کاری که از اساس آن بر شیوهی درست و اصولی است را آموزش میدهد. زندگی موفق و داشتن کسب و کاری موفق و پولساز، حق همه و در توان همه است؛ و این نمیشود مگر با آموزشهای مناسب و کتابهای درست و بهروز و نه صرفاً وعده و وعید و صحبت از قانون جذب و رؤیابافی و... ! بدون اینکه در عمل حرکتی صورت بگیرد.
در بخشی از کتاب کارآفرین فوری میخوانیم:
آیا خودروی سینکلیر سی ۵ را به خاطر دارید؟ راهحلی خیلی خوب ولی قابل بحث برای بحران انرژی، ترافیکهای سنگین جادهای و گرمشدن کرهی زمین بود. یک وسیلهی نقلیهی سادهی برقی که از نظر سِرکلیو سینکلیر، مخترعش، پتانسیل بسیار بالایی داشت. اگرچه به عنوان یک محصول، سر و صدای زیادی به پا کرد. از نگاه مردم خیلی متفاوت، خیلی نامعمول بود و میترسیدند، آنرا که فقط با اطاقکی فایبرگلاس محافظت میشد، روی جادهای پر از اتومبیل برانند.
حال در مورد خودروی جیویز فکر کنید. آن هم یک خودروی برقی مسافرتی، کوچک و اقتصادی است که فواید مشخص زیادی برای شهری که پر از اتومبیلهای بنزینی است، داشت. در لندن، این اتومبیل کلید رهایی از راهبندانها و نرخ پارکومترهاست. همچنین اولین در نوع خودش نیست و تقاضای رو به رشد دارد. همچنین راحتتر از سی ۵ بوده و دیدن اینکه چگونه میخواهد در پول صرفه جویی کند، برای مشتری راحتتر است. اگر سی ۵ امروز اختراع میشد شاید متفاوتتر دیده میشد و احتمالاً با اقبال عمومی بیشتری مواجه میشد. او تقاص اولین بودن در نوع خود را داد.
اولین بودن در یک بازار، یک راهبرد پرخطر است. کارآفرینان مجرب دوست دارند تا به دیگران اجازه دهند تا چیزهای جدید را امتحان کنند. سپس آنها میتوانند از قطعات پازل شکست، چیزهای جدید را برداشته و آن را به مرحلهی بعد هدایت کنند. همیشه اینکه باچیزی که موجود است آغاز کرده و آنرا ارتقاء دهید، امنتر است تا اینکه چیزی به طور کلی جدید خلق کنید. حتی نرم افزار سیبلیوس مفهومی کاملاً جدید نبود. فقط چیزی را که در محیطی دیگر امتحان خود را پس داده بود (پردازش متنی) برداشته بودند و در جایی دیگر آنرا به کار برده بودند (آمادهسازی برگههای موسیقی).
بله
























