سلام. عجب داستانی بود. پر از درد و سختی. ان مع الیسره یسری. بعضی جاهاش بغضم گرفت. خودشون اسیرشدند. فرزندگرانقدرشون شهیدشدند.ای خدااگر اینهانبودندالان باید زیر یوق عربهابودیم. این عزیزان برای ما رفتند ولی ماقدرشون رو نمیدونیم. دزدی گرونفروشی خلافکاری. کم فروشی. ایانبایدبخودمون بیایم. چرا اینها رفتندجنگیدند. جنگ که شوخی نیست. ازتمام رزمندگان شرمندم. انشالله مارو ببخشند. به نیت آقای یعقوب مرادی وفرزند والا مقام در اسفند ماه دو نهال در جاده هزار نرسیده به پلور غرص خواهد شد. ممنونم
اسرا وجانبازان اجرشان وعزابشان ازشهدا بیشتر وبدتر است. بنده خودم سه سال درجنگ بودم وجانباز. واقعا درکشان میکنم. فقط خداوند هست که میتواند اجرشان دهد. ولاغیر. بنده درجبهه همیشه ۲یا۳ فشنگ درجیب لباسم میگذاشتم که اگرداشتم اسیرمیشدم وخشابم خالی بود خود کشی کنم. ای کاش مسئولین قدر این مردان بزرگ رامیدانستن واین همه جفادرحقشان نمیکردن. ای کاش ازکشورهای غربی یادمیگرفتن که چگونه ازسربازان جنگ جهانی دوم حمایت میکنند. ولی افسوس وهزار افسوس. به امید عدالتی.........؟
سلام لعنت خدابرصدام خبیث وحزب بعث وامریکا جنایت کار. آفرین به غیور مردان آزاده کشورمان واین برادر محترم یعقوب مرلدی و... اجرتون با آغا امام حسین ع خیلی خوب نوشته بخصوص قسمتهای آخر موقع آزادی....
خوب و واقعی از یک فردی که در سن پختگی اسیر شده. البته جزییات رو نگفته که نقطه ضعف کتابه چون ممکنه چیزایی که برای نویسنده زیاد مهم نباشه برای خواننده جذاب باشه. به هر حال خوب بود. ممنونم