کتاب هزار دستان؛ انگاره موسیقی ایران نوشته محسن محسنی، مبحثی علمی پژوهشی و کاربردی در آواز ایرانی بر پایه سمینار استاد نورعلی برومند در دانشگاه ایلینویز آمریکا است و آواز ایرانی را از نظر زیباییشناسی بررسی میکند.
این کتاب در مورد ارتباط آواز هزاردستان و موسیقی ایرانی طی دو آنکدوت کلی سونوریته و آرتیکولاسیون و تأثیرات آن در خوانندگان و نوازندگان موسیقی ایرانی نوشته شده است. که در هفت گفتار تدوین و تلاش شده، با تاسی از فرهنگ ایرانی، مطالب و نمونهها، مانند گوشههای ردیف موسیقی، با رعایت ایجاز ارائه شود.
بخش اول این اثر به اهمیت هزار دستان در تاریخ، فرهنگ و اقلیم ایران پرداخته و بخش دوم، به واکاوی علمی مکانیزم صدادهی بلبل و انسان اختصاص یافته است. در بخش سوم نگاهی عمیق به تحریر پرندگان در ردیف موسیقی ایرانی صورت گرفته. در سه بخش بعدی جملهبندی تحریرهای بلبل، خوانندگان آواز و پنجه در ساز، تجزیه و بررسی شده است. و در گفتار هفتم پژوهشی میدانی درباره پرندگان آوازخوان در طبیعت، در بخشهای انتهایی کتاب گنجانده شده است.
در کتاب حاضر، ابتدا تاثیر بلبل در تاریخ و فرهنگ و هنر ایرانی و سپس ویژگی اقلیمی و زیست محیطی این پرنده بررسی شده، سپس در گفتگو با پروفسور نتل و استاد کیانی، به آرای استاد برومند درباره ارتباط آواز هزاردستان و موسیقی ایرانی پرداخته شده است.
تحلیل و بررسی انگارههای تحریری و بعضی ویژگیهای سبکی استادان بزرگ آواز و ساز در موسیقی ایران از نظر صدادهی و جملهبندی و مقایسه آن با عنصرهایی که در طبیعت هستند یعنی آواز بلبل از جمله ارکان مهم این پژوهش است که در آخر میتواند ضمن معرفی بیشتر موسیقی ایرانی، دریچههایی در سمت تنوع تحریری آواز ایرانی بگشاید.
در بخشی از کتاب هزاردستان؛ انگاره موسیقی ایران میخوانید:
برخی پرندگان، مانند گنجشکان کوهی، غالبا به صورت دسته جمعی و گروهی صدا تولید میکردند. از این رو، فضای زیادی را میتوانستند تحت تأثیر قرار دهند. برخی دیگر، مانند کبکها، به صورت دوتایی و جفت آواز میخواندند و برخی دیگر، مانند سهره، به صورت انفرادی آواز میخواندند و در پی یافتن جفت بودند. در بیشتر موارد، پرندگان آواز خوان این کار را به صورت انفرادی انجام میدادند.
فلسفه آواز بیان میکند که انسان آواز خواندن را از طبیعت آموخت. از این رو، طبیعت نیز به او پاسخ مثبت میدهد. این هم زبانی با خلقت خداوند ذره ذره وجود آدمی را بینیاز میکند و به کمال سوق میدهد. تاکنون هر آنچه بشر از اسرار هستی کشف کرده در مسیر زندگی موجبات آرامش، آسایش، و تعالی او را رقم زده است و غیر از این نمیتواند باشد. چنان که مولانا میسراید:
تو مبین جهان ز بیرون که جهان درون دیدهست
چو دو دیده را ببستی، ز جهان جهان نماند
بله

















