جلد کتاب کتاب سفر مامور 2519
۳۶,۰۰۰ تومان
خرید کتاب الکترونیکنسخه نمونه رایگان
هدیه
تا ۵۰٪ تخفیف اولین خرید با کد welcome
جلد کتاب کتاب سفر مامور 2519
کتاب الکترونیک
220 صفحه
EPUB
انتشارات ستاره‌ها

برای خواندن کتاب سفر مامور 2519 و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.

چرا کتابراه را نصب کنم؟

از رمان و روانشناسی تا کسب‌وکار و تاریخ؛ کتاب‌های الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.

کتاب‌ها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.

حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده می‌کنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشته‌اند.

تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشت‌گذاری و بسیاری قابلیت‌های دیگر، مطالعه را راحت‌تر و لذت‌بخش‌تر می‌کنند.

معرفی کتاب سفر مامور 2519

کتاب سفر مامور 2519 نوشته سید علیرضا مهرداد، داستان زندگی و شهادت شهید علیرضا عربی را به تصویر می‌کشد.

شهید علیرضا عربی در شب پنجم خرداد 1333 در صبح ماه مبارک رمضان به دنیا آمد. مادرش صبور و زحمت‌کش و پدرش مختصر گوسفندی داشت و درفشی و سوزنی که گیوه‌های پاره روستا را وصله پینه می‌کرد.

دوه ابتدایی مدرسه خود را در روستای آیسک آغاز کرد. او برای تامین مخارج زندگی، ترک تحصیل کرد و وقتی وارد سنین نوجوانی شد، کمک حال پدر بود.

علیرضا به کاشمر رفت تا در یک شرکت راه و ساختمان به عنوان کارگر کار کند و در بیست سالگی به سربازی رفت در سربازی، بارها در دفاع از سربازان با افسران نزاع می کرد به همین علت از پادگان تربت حیدریه به پیرانشهر در استان کردستان تبعید شد.

پس از پایان سربازی اش ازدواج کرد که ثمره‌ی آن سه دختر و یک پسر بود. وقتی نام آیت الله خمینی همه جا پر شد علیرضا علاقه‌مند به مطالعه رساله امام و کتاب‌های سیاسی شد و در این راه راهنمایش پدرش بود.

بین سال‌های 1355 تا 1357 مبارزه خود را علیه رژیم شروع کرد و به اتفاق دوستان جوانش به پخش عکس‌ها و اعلامیه‌های امام پرداخت و در تمام جلسات و تظاهرات مخالف بودن خود را علیه رژیم آغاز کرد.

او پس از رشادت‌های بسیارش سرانجام در 22 مرداد 1365 در منطقه‌ی حاج عمران، بر اثر اصابت ترکش به ناحیه سر و سینه به شهادت رسید.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم:

تا چشم کار می‌کرد، سفیدی بود. درخت‌ها، خانه‌ها، کوچه‌ها و خیابان‌ها را برف سفیدپوش کرده بود. سفیدی یک‌دست برف، چشم را اذیت می‌کرد. تک و توک، آدم‌ها با چکمه‌های پلاستیکی بلند و پالتوهای مشکی از میان کوچه‌ها عبور می‌کردند. سال‌های زیادی بود که در روستای کویری آیسک، برف به این سنگینی نباریده بود. از اول هفته، چند بار برف انداخته بودند. از دو طرف کوچه‌ها، از پشت‌بام‌های گنبدی‌شکل، برف ریخته بودند پایین و کوچه‌ها مسدود شده بود. علیرضا چکمه و پالتو پوشیده بود. از صبح، چند بار از میان برف‌ها پایین و بالای ده را رفته بود و آمده بود. مقداری ذغال با یک چهار لیتری نفت برمی‌داشت. از میان برف‌ها، به‌سختی می‌رفت. کوبۀ یک خانه را به صدا درمی‌آورد. نفت و ذغال را می‌گذاشت، حالی می‌پرسید و می‌آمد.

- الهی مادر عاقبت بخیر بشی. الهی پیر بشی. تو ملکی، تو آدمی، فرشته‌ای، از کجا اومدی؟

فهرست مطالب کتاب

مامور
معذور
او مثل ما، ما مثل او
معذور
گفت‌وگو
معذور
حکمت آقای دکتر
مأمور
هفتاد مرد مسلح
گفت‌وگو
خواب غفلت
معذور
مأمور
گفت‌وگو
مأمور
معذور
گفت‌وگو
هوس‌کردند بیایند پایین!
معذور
مأمور
معذور
وقتی برگردی همه چیز تمام شده است!
تسبیح و انگشتر
شرح مأموریت مأمور 2519
تصاویر و اسناد

مشخصات کتاب الکترونیک

عنوان کتابکتاب سفر مامور 2519
نویسندهسید علیرضا مهرداد
ناشر چاپیانتشارات ستاره‌ها
سال انتشار۱۳۹۸
فرمت کتابEPUB
تعداد صفحات220
زبانفارسی
شابک978-600-254-068-3
قیمت کتاب الکترونیک
۳۶,۰۰۰ تومان

خرید کتاب الکترونیک نسخه نمونه رایگان
موضوع کتابکتاب‌های داستان و رمان دفاع مقدس

کتاب سفر مامور 2519 بر اساس قرارداد رسمی با انتشارات ستاره‌ها در فروشگاه کتابراه عرضه شده است. تمامی حقوق مادی و معنوی نشر این اثر مطابق قرارداد رعایت شده و سهم ناشر و صاحب اثر از هر خرید به‌صورت قانونی پرداخت می‌شود.

نقد، بررسی و نظرات کتاب سفر مامور 2519

هیچ نظری برای این کتاب ثبت نشده است.
👋 سوالی دارید؟