۱. سبک نوشتار این کتاب رئال استودر زمان ما رخ داده
۲. محتوای ارزشی، اجتماعی و خانوادگی دارد البته در چهارچوب فرهنگ غرب
۳. برای فهم بهتر شرایط روحی و احساسی افراد، نویسنده از تمثیلهای بجایی استفاده کرده بود که بچههای ادبیات نام (آشنایی زدایی) به آن دادهاند
۴. از خواندن کتاب لذت بردم و بسختی برای کمی استراحت آن را از خود جدا کردم
حوادث، شاید مشابه داشته باشد، اما قلم نویسنده گیرا بود
براحتی تصویر سازی ذهنی میشد
۵. در آگاهی و دانش من از غرب تغییر خاصی نگذاشت، صرفا داستان بود
۶. به کسانی که عشق حدس زدن دارند و بعد میبینند که هیچ چیز واقعا سر جایش نبوده، پیشنهاد میکنم خود را محک بزنند.
با آرزوی موفقیت برای کتابراهیهای عزیز
کتابراه عزیز من هم با نظر دوستان موافقم، قبلن آخر هفتهها هیجان زده بودم که یه کتاب عالی و رایگان خواهم داشت، ولی الان به نظر میرسه که کتابهایی که هیشکی نمیخونه! رو رایگان مبکنی که یه جوری ملت بخوننش امیدوارم هفتههای بعد کیفیت برنامه آخر هفته بشه، حداقل بشه مث قبل، به نظرم یکی از رازهای موفقیتتون همون مورد بود، بهش فک کنید🙏🙏 سپاس
تا نیمههای کتاب تعلیق و معما اوج میگیره بعد آخر داستان طوری یکباره بیمزه و جمع میشه که من فکر کنم نویسنده و شاید مترجم تو اون لحظه دیگه کاغذ کم آورده بودند یجوری جمعش کرده اند
اصلا پایان جذابی نداشت، حتی پایان باز هم نبود، فقط بی مزه بود، کلا توضیحات اضافه و خیلی ریز و دقیق در مورد احساسات لحظه به لحظه افراد و دلایل داشتن اون حس و.... داشت که به نظرم نشونه تازه کار بودن نویسنده است
اخرش خوب بود ولی میتونست عالی تر تموم شه مثلا املیا و کالب به هم میرسیدن یا کالب دلیل اینکه از املیا دوری کرد و توضیح میداد کارهای مشترک استیو و رندی رو مشخص میکرد و....
داستان معمایی و جنایی خوبی بود، کشش خیلی زیادی داشت و برای اینکه زودتر از روند اتفاقات آگاه بشی نمیتونستی زمین بذاری کتاب رو
من که دوستش داشتم و ضعفی توش ندیدم
سلام.
این کتاب یه نکته مثبت داشت که عشق بی قید و شرط بین اعضای یک خانواده رو نشون میداد.
اما میتونست بهتر تمام بشه و ابهامات زیادی هم داشت.
در کل خوب بود.
رمان زیبایی بود خیلی خوب جزییات داستان را توضیح داده بود و آنقدر کشش داشته و جذاب بود که تا پایان داستان دلم نمیخواست آن را نیمه کاره رها کنم، ترجمهاش هم خوب بود
۲. محتوای ارزشی، اجتماعی و خانوادگی دارد البته در چهارچوب فرهنگ غرب
۳. برای فهم بهتر شرایط روحی و احساسی افراد، نویسنده از تمثیلهای بجایی استفاده کرده بود که بچههای ادبیات نام (آشنایی زدایی) به آن دادهاند
۴. از خواندن کتاب لذت بردم و بسختی برای کمی استراحت آن را از خود جدا کردم
حوادث، شاید مشابه داشته باشد، اما قلم نویسنده گیرا بود
براحتی تصویر سازی ذهنی میشد
۵. در آگاهی و دانش من از غرب تغییر خاصی نگذاشت، صرفا داستان بود
۶. به کسانی که عشق حدس زدن دارند و بعد میبینند که هیچ چیز واقعا سر جایش نبوده، پیشنهاد میکنم خود را محک بزنند.
با آرزوی موفقیت برای کتابراهیهای عزیز